مادر چادر زیبا و سفیدی که به هنگام نماز به سرش می انداخت، را به سر انداخت، چرا که با آن چادر، حوریهای زیبا و مهربان میشد که تماشایش آرامشبخش بود، جانماز زیبایش را وسط اتاق پهن کرد، عطر مخصوص نماز که وقتی در فضا میپیچید همه را مدهوش میکرد، باز در فضای خانه میچرخید، بچهها این حالت مادر را خیلی دوست داشتند و البته پدر هم مشغول پوشیدن لباسهای زیبایش و شانه کردن موهایش برای رفتن به مسجد بود.
مادر آرام آرام وارد نماز شد، به چه زیبا بود تماشا کردِن ملکوت مادر، بچهها چقدر دوست داشتند که در این ملکوت شریک باشند و لذا آن ها نیز به تقلید از مادرشان به معراج رفتند...
بله یکی از راههای تربیت فرزندان این است که والدین به هنگام انجام عبادت و گفتگوی با خدا بهترین و زیباترین لباسهایشان را بپوشند و خودشان را خوشبو کنند، بچهها از این اعمال میفهمند که این عملی که انجام میشود بسیار مهم است و لذا به آن علاقهمند میشوند و به مرور زمان اهمیت آن با گوشت و پوستشان آمیخته میشود.
خداوند مهربان نیز انسانها را دعوت کرده است که هنگام نماز لباسهای زیبا و ...بپوشند و فرموده است:
«زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید». [1]
این جمله مىتواند هم اشاره به" زینتهاى جسمانى" باشد که شامل پوشیدن لباسهاى مرتب و پاک و تمیز، و شانه زدن موها، و به کار بردن عطر و مانند آن مىشود، و هم شامل" زینتهاى معنوى"، یعنى صفات انسانى و ملکات اخلاقى و پاکى نیت و اخلاص باشد. [2]
یکی دیگر از عوامل تربیت فرزندان پر کردن اوقات فراغت است، اگر به بزهکاری و راه خلاف رفتن بسیاری از جوانان خوب زوم کنیم و زیر زره بین علت و معلول قرار دهیم میبینیم که این شخص زمانی سراغ بزهکاری و خلاف رفته است که اوقات فراغت داشته و از بیکاری و گذران عمر به این راه متوسل شده است، چرا که اگر انسان خودش را مشغول کاری نکند هوای نفس و شیطان او را به طرف خود کشیده و به سوی خلاف میبرد.
همان گونه که امیر المومنین در این خصوص می فرماید:
«اگر تو خودت را متوجه کاری نکنی، نفس تورا مشغول به خودش میکند.» [3]
بله اگر پدر و مادر که دلسوزان اصلی فرزند هستند برای فرزندشان برنامه ریزی نداشته باشند و از طریق درست اوقات فراغتشان را پر نکند قطعا هوای نفس و شیطان برای او برنامه ریزی خواهند کرد و طبق میل خودشان او را تربیت خواهند کرد.
یکی دیگر از راه های تربیت درست فرزندان، خوش اخلاقی با آنها است، چرا که اولین مرحله تربیت جذب کردن آن شخص به سوی خود است و برای این که انسان بتواند کسی را به سوی خودش جذب کند باید با او از در مهربانی و خوش اخلاقی وارد شود، حتی رسول خدا هم که پیامبر الهی است و برای تربیت عموم مردم مبعوث شده بود، به وسیله اخلاق خوشش بود که مردم را به طرف خودش جذب نموده بود و خداوند از این مساله پرده برداشته و میفرماید:
«به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مىشدند.»... [4]
این آیه به خوبی نشان میدهد حتی پیامبر هم برای تربیت نیاز به اخلاق خوش و مهربانی دارد، چرا که انسان طبیعتا دنبال کسی میرود که به او مهر میورزد و از خشونت و سنگدلی بیزار است، در کانون خانواده هم اگر مهر و محبت و خوش اخلاقی حاکم باشد قطعا بچهها به محیط خانه علاقهمند خواهند شد و اگر سنگدلی و خشونت حاکم باشد بچهها با کمتر محبتی که از دیگران ببینند جذب آنها میشوند و چه بسا به دام افراد شیاد و خلافکار بیفتند چرا که آنها در ابتدای امر برای جذب دیگران خود را شخصی دلسوز و مهربان معرفی میکنند و وقتی انحراف مورد نظرشان را اعمال کردند چهره واقعی خودشان را نشان می دهند...
ولی اگر این بچه در خانه ارضا میشد و مورد مهر و محبت قرار میگرفت سراغ این شیادان و فاسدان نمیرفت و در نتیجه به گناه و فساد آلوده نمیگشت.
پی نوشت ها:
[1]. یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِد...». [سوره اعراف آیه 31]
[2].تفسیر نمونه ذیل آیه فوق
[3]. النفس ان لم تشغله شغلک؛» . [ عزرالحکم /318]
[4]. فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلین». [آل عمران آیه 159]
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
متن کامل پیام رهبر انقلاب + ترجمه | نماهنگ | PDF |انتشار دستخط
مادر همه ارزش ها و کمالات انسانى «ایمان به خدا» است. در روایات ما آمده است که: «اَلصَّلوةُ معراج المۆمن»؛(1) نماز معراج مۆمن است؛ پس چرا ما سال ها نماز مىخوانیم و حتى یک بار نیز احساس نمىکنیم به معراج رفته باشیم؟! قرآن مىفرماید: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ ...»(2) همانا نماز از کار زشت و ناپسند باز مىدارد؛ پس چرا ما عمرى است نماز مىخوانیم، ولى هنوز این همه مرتکب گناه و اعمال زشت مىشویم؟! و ده ها اثر دیگر که در آیات و روایات ذکر شده، ولى ما آن را در خود نمىبینیم.
زیرا ما «نماز» نمىخوانیم. آنچه ما به جا مىآوریم صورت ظاهرش شبیه نماز است و ما تنها اداى نماز را در مىآوریم! کسى که وقتى «السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته» مىگوید تازه یادش مىآید که نماز مىگزارده است، آیا به راستى «نماز» خوانده است؟! بسیارى از ما مسایلى را که در فرصت هاى دیگر نمىتوانیم به آنها فکر کنیم به وقت نماز موکول مىکنیم تا در حین نماز به تحلیل و بررسى آنها بپردازیم! نمازهایى که ما مىخوانیم نه تنها موجب تکامل ما نمىشود، که ما باید از آنها توبه کنیم!
اگر کسى در حالى که با شما سخن مىگوید، رویش را به سویى دیگر کرده و مرتب بالا و پایین و چپ و راست را نگاه کند، آیا آن را بزرگ ترین اهانت و بى احترامى به خود تلقى نمىکنید؟! به راستى عبادت ها و نمازهاى ما «اهانت» است یا «عبادت»؟! در روایتى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که حضرت مىفرمایند: آیا کسى که چنین نمازى مىخواند، نمىترسد از اینکه خداى متعال او را به صورت الاغى مسخ نماید؟!
سه گام اساسی برای استفاده از روح و حقیقت نماز
نماز یعنى اینکه بنده در برابر خداوند بایستد و اظهار بندگى کند و دست نیاز به سوى او داشته باشد. کسى که به نماز مى ایستد باید محضر خدا را درک کند و بداند در برابرچه مقامى ایستاده است ودر نتیجه، وظیفه بندگى را با نهایت خضوع و خشوع به جاى آورد.
اولین گام براى نایل شدن به حقیقت و روح نماز این است که توجه داشته باشیم که چه مىکنیم . از همان ابتدا که براى تکبیرة الاحرام مىایستیم و قبل از آن که «اللّه اکبر» بگوییم، باید توجه کنیم که براى چه این جا ایستادهایم و مىخواهیم چه بکنیم. حتى جلوتر از آن، از همان اولین کلمه و جملهاى که شروع به اذان و اقامه مىکنیم، توجه داشته باشیم که این جملات براى چیست.
گام دوم براى خواندن نمازى که بتوانیم از آن بهره ببریم، این است که هر جمله و ذکرى را که مىگوییم به معنا و مفاد آن توجه داشته باشیم. این چیزى است که حتماً باید بر آن اصرار بورزیم. اگر در یک نماز، موفق به این کار نشدیم، در نماز بعدى حتماً سعى کنیم که این کار را انجام دهیم. اگر در نماز بعدى هم موفق نبودیم، در نماز پس از آن سعى کنیم، و خلاصه، این امرى است که حتماً باید به آن دست پیدا کنیم. براى این کار مىتوانیم به این صورت عمل کنیم که قبل از اداى هر جمله اى، ابتدا معناى آن را در ذهن حاضر کنیم و سپس آن جمله را ادا کنیم.
گاهى لطف و عنایت تا بدان حد است که در هنگام سخن گفتن با او در حالى که ما غافلیم و توجهمان به چیزهایى دیگر است، خداى متعال خود دست ما را مىگیرد و قلب ما را متوجه خود کرده و مىفرماید: «بنده من کجایى؟! من با تو و به یاد تو هستم، تو در کجا سیر مىکنى؟! بیا و روى دلت را به من بنما و با من نجوا کن!»
بسیاری از اعتقادات ما مسلمانان به شدت آماج تیرهای شبهات است که اگر به سپر علم آگاهی مجهز نباشیم دیر نباشد که همه باورمان را از دست بدهیم... یکی از مواردی که به شدت مورد هجمه قرار می گیرد "نماز خواندن" ما است، که به همه چیز آن اعم از فلسفه اش احکام و آدابش و... ایراد می گیرند.
برای نمونه سۆالاتی که برای کاربر محترم تبیان مطرح شده است را می آوریم که روزانه بارها و بارها در فضای مجازی این قبیل پرسش ها مطرح می شود و در حد خود می کوشیم که پاسخگو باشیم.
بنده فارس زبانم که با ادبیات عرب آشنایی ندارم توانایی درک معانی اصلی یک کلمه برایم غیر ممکن است و در توان تمام مردم هم نیست که بخش زیادی از عمر خود را صرف یاد گیری زبان عربی در حد کمال کنند لذا از درک معانی آن عاجزند و عملا این نماز تاثیری در نحوه دیدگاهشان نسبت به خدا نخواهد داشت مگر نه اینست که نماز برای بیاد خدا بودن و خدا را ناظر بر احوال خویش دیدن است پس من فارس زبان چگونه کلماتی ادا کنم که عمق معنایش را ادا کنم که عمق معنایش را نمیفهمم و صرفا برایم تکراری شده.
دوم: خداوند خود گفته از چیزی که نسبت به آن علم نداری پیروی نکن در ضمن کجای قران گفته نماز را باید به عربی خواند؟
سوم: عامل وحدت بخش میان مسلمانان زبان انها نیست بلکه افکار انهاست، عقاید و نحوه تفکر انها درباره دین و دینداری و خداست، چگونه 200 نماینده از کشورهای مختلف در سازمان ملل گرد هم جمع میشوند و درباره عناوین مختلفی عناوین مختلفی به اشتراک میرسند و بیانیه صادر میکنند با انکه زبان همدیگر را نمیدانند.... چون تفکرشان به یک سمت است، چون اعتقاد دارند برای رسیدن به اسایش و صلح باید اهداف مشترک داشته باشند و اما کشورهای اسلامی چطورند ....؟؟؟؟
هر کسی به دنبال منافع خودش است... هر کسی دنبال یارگیری در عرصه سیاسی است.... چرا؟؟
کاربر محترم شما چند پرسش مطرح کرده اید به ترتیب پاسخ خواهیم گفت : اول اینکه نمی توانید عمرتان را صرف یادگیری زبان عربی کنید که در نهایت معنای کلمات نماز را بدانید، برای یاد گرفتن معنای نماز صرف عمر لازم نیست تنها چندبار معنای آن را بخوانیم و دقت کنیم چون مرتبا نماز می خوانیم هرگز از ذهن ما پاک نخواهد شد.
صد البته که نباید از چیزی که علم نداریم پیروی کنیم بلکه باید دین را، احکامش را، و فلسفه اش را همه را یاد بگیریم تدبر و تعقل کنیم و بعد پیروی کنیم.
کسب دانش و مهارت هاى فنى براى یک جوان ضرورى است، امام صادق علیه السلام مىفرماید: «هیچ وقت دوست ندارم یکى از جوانان شما (شیعه) را ببینم مگر اینکه در یکى از دو حال، شب و روز خود را سپرى کند: یا دانا باشد یا یاد گیرنده. » (امالى طوسى، ص 303. )
ادامه مطلب ...
کلمه “تعقیب” تعقیب در لغت به معنای دنبال کردن و به دنبال آوردن ِ بدون فاصله است و تعقیب نماز به معنای نشستن بعد از نماز جهت خواندن تسبیحات خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها، دعا، قرآن یا اذکار وارده است.
تعقیب نماز، از مستحباتی است که اسلام به آن تاکید کرده است. قرآن میفرماید: “فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ وَ إِلَیَ رَبِّکَ فَارْغَب; (انشراح، 7 ـ 8) پس هنگامی که از کار مهمی فارغ شدی، به کار و طاعت دیگر بپرداز و به سوی پروردگارت با اشتیاق روی آور”. از حضرت باقرالعلوم علیه السلام در تفسیر این آیه، چنین نقل شده است : “هنگامی که از نماز، فراغت یافتی، در همان حال که نشستهای، به دعا بپرداز و از خداوند هر چه از دنیا و آخرت میخواهی، تمنا کن و هنگامی که از دعا فارغ شدی، به سوی خداوند متعال توجه کن”.(البرهان، سید هاشم بحرانی، ج 5، ص 690)
وقتی که در آیات قرآن و احادیث جستجو میکنیم به این جمع بندی میرسیم که در خصوص دست دادن با مأمومین بعد از نماز، دلیلى بر استحباب آن نداریم و اصلاً بر آن سفارشی نشده است .
البته به طور کلى مصافحه با برادران مۆمن، در هر زمان و مکان امرى مستحب است؛ و در روایات اسلامى، فصلى درباره مصافحه وجود دارد؛ از جمله: در یکى از این روایات آمده است: وقتى دو مۆمن با هم مصافحه مى کنند، هم چنان که در فصل خزان برگ از درختان مى ریزد، گناهان آنها مى ریزد .« بحارالانوار، ج 46، ص 302»
لکن با این همه روایات وارده نسبت به اهمیت خواندن تعقیبات بعد از نماز، به نظر می رسد اقدام به دست دادن یا گفتن تقبل الله و … بعد از نماز قبل از خواندن تعقیبات نماز، کاری عبث و چه بسا موجب تضییع تعقیبات و نقصان در نماز باشد، چرا که همانطور که مستحضرید علمای بزرگوار شیعه می فرمایند: تعقیباتی متمّم و مکمّل نماز هست و آن آثار بزرگ را دارد که فوراً بعد از سلام نماز، بدون روی برگرداندن از قبله و یا صحبت با دیگران گفته می شود .
ضمناً خوب است بدانیم از جمله ایراداتی که اهل سنت از ما می گیرند همین مصافحه بعد از نماز است و به اشتباه ، تشیع را متهم به آوردن بدعت در دین می کنند.
مسلمانی نیز چه در بُعد نظری (اعتقادی) و چه در بُعد عملی، مانند هر کمال دیگری، شدت و ضعف مرتبه دارد، لذا در بُعد نظری (اعتقادی) همین که کسی قدم به داخل دایرهی توحیدی گذاشت، یعنی توحید و معاد را قبول کرد، موحد است و همین که کسی نبوت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله را پذیرفت، مسلمان است و همین که باور و تسلیم خدا بودن در قلبش نهادینه شد، مۆمن میشود. چنان چه یک دانش آموز کلاس اول یا یک طلبه سال اول محصل و طلبه است و یک استاد کامل نیز دانش آموز یا دانش پژوه میباشد و یا یک آیت الله یا مرجع تقلید نیز هم چنان یک طلبه میباشد؛ اما سطوح و رتبهی آنها متفاوت است.
از این رو عدهای آمدند و به پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله عرض نمودند که ما مۆمن هستیم؛ آیه نازل شد که به آنها بگو نگویند، مۆمن هستیم، بلکه بگویند: مسلمان هستیم. هنوز تا ایمان راه بسیار است:
« قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُۆْمِنُوا وَلَکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَإِن تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُم مِّنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ » (الحجرات، 14)
ترجمه: [برخى از] بادیهنشینان گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاوردهاید لیکن بگویید اسلام آوردیم و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] کردههایتان چیزى کم نمىکند خدا آمرزنده مهربان است.
سپس بلافاصله در آیه بعد، چند ویژگی از مۆمن را بیان میدارد:
« إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ » (همان، 15)
ترجمه: در حقیقت مۆمنان کسانىاند که به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کردهاند اینانند که راست کردارند.
پس محال است که کسی به خدا، رسول (صلی الله علیه و آله) و قیامت «ایمان» داشته باشد، اما کاهل نماز باشد یا نماز یومیه را همیشه نخواند؛ اما مسلمان ممکن است که دچار این نقیصه و اهمالها گردد، چرا که تسلیم شده است، اما هنوز ایمان به قلبش راه نیافته است.
الف – نماز ستون «دین» است، و «اصول اعتقادی یا اصول دین»، خود دین است. یعنی شناختن و قبول کردن و اطاعت از خدا و رسول صلوات الله علیه و آله در گام اول و سپس ایمان آوردن به آنها چنان چه هیچگاه و هیچ مقدار تزلزل، تردید و بازگشتی در آن رخ ندهد (ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا) در گام دوم و سپس تلاش با هدف گرفتن خدا « فِی سَبِیلِ اللَّهِ » که قاعدتاً با مال و جان صورت میگیرد و به همراه صداقت، در گام سوم، خودِ دین است، خیمهی همان دین است، اما ستونی که این خیمه را سرپا نگه میدارد، نماز است.
ب – به قول آیتالله حائری شیرازی: «(مضمون) نماز مانند این تراز و شاقول بناهاست که با آن راستی دیوار را در طول و ارتفاع میسنجند، اما دین همان چگونه زندگی کردن شماست.»
در نماز ما مقابل خداوند متعال حاضر شده و تمامی اعتقادات و اهداف و بالتبع اوج خواستههای خود را بیان میداریم. از الله اکبر تکبیر گرفته که او را بزرگتر از هر وصفی میدانیم، تا اعلام موضع و جناح فردی و اجتماعی خود که جزو موحدین هستیم «ایاک نعبد»، تا وسیله دانستن همه چیز و مۆثر بالذات ندانستن هیچ چیزی در وجود «ایاک نستعین» ... تا دعا برای قرار گرفتن در صراط مستقیم و هم چنین منزه (سبحان) دانستن خدا از کلیه صفات و حالات مخلوقات و نیز معظم و اعلی دانستن وی که در رکوع و سجود و اذکارش تجلی مییابد.
حال زندگی در تمامی شئونش، باید منطبق با این دیدگاههای نظری و اعتقاداتِ اظهار شده باشد. لذا نماز ستون دین است و اصول اعتقادی در حکمت نظری و حکمت عملی، که یعنی «ایمان و عمل صالح» در هر امری، خودِ ساختمان، خیمه و شاکلهی دین است.
اگر اطرافیان صدایمان بزنند خیلی زود پاسخ می دهیم و حداقل واکنشی نشان می دهیم .
اگر در محیط کار باشد و کارفرمای ما به هر دلیلی ما را بخواهد سریعا خود را مرتب کرده شق و رق می ایستیم و در نهایت ادب و احترام سر خم کرده و گوش به فرمان می ایستیم.
اما در مقابل ندای بزرگترین و با نفوذترین و قدرتمندترین مقام عالم هستی بسیاری از ما بی خیال و بی تفاوت هستیم ، انگار نه انگار که منادی ندا می دهد که ای مردم وقت صحبت کردن با خداوند متعال است ، بشتابید به سوی نماز ، بشتابید به سوی بهترین عمل .
این دل مشغولی های دنیا را رها کنید وقت آن رسیده که کمی با خدای خود خلوت کنید ، ولی انگار نه انگار ، ما کارهای مهمی داریم و برای نماز هم وقت زیاد است ، تا قضا شدن نماز وقت بسیار است .
کار بعضی از ما به جایی رسیده است که تا صدای اذان بلند می شود تلویزیون را خاموش می کنیم نعوذبالله گویی صدای اذان آزارمان می دهد .
یکی از دستوراتی که در آموزههای دینی به آن سفارش شده، این است: کسی که صدای اذان را میشنود از کارهای دنیایی پرهیز نموده و آماده انجام نماز شود، بنابراین، ممکن است خواندن درس را نیز یکی از مصادیق پرداختن به دنیا دانست و بهتر است از آن اجتناب شود. البته، با جستوجویی که در منابع روایی انجام گرفت روایتی که صراحتاً دلالت بر این مطلب نماید که کسی که نزدیک اذان درس بخواند بهرهای از آن نخواهد برد را نیافتیم. اما اگر درس خواندن را نیز از امور دنیایی بدانیم شاید بتوان گستره روایات را بدان نیز سرایت داد.
معناى آن این است که خدا و ملائکه آگاهاند که من شما را از زمان انجام نماز آگاه کردم پس سرگرم امور دیگر نشوید که این برای شما بهتر است و زمانی که مۆذّن بگوید: «حَیَّ عَلَى الصَّلَاةِ» پس اذان چنین گوید: ای امت محمد! خدا دین خودش را برای شما نمایان ساخت پس آنرا ضایع نسازید و لکن به آن پایبند باشید تا خدا شما را مورد آمرزش قرار دهد و به کارهای دیگر خود را مشغول نسازید، چرا که نماز ستون دین شما است
در روایتی امام علی(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) راجع به تفسیر اذان پرسید؟ پیامبر در پاسخ فرمود: ای على! اذان حجتى است بر امت من و تفسیر آن این است که مۆذّن هنگامی که بگوید: «اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ» معنایش این است که خدایا! تو گواهى بر آنچه من میگویم که اى امّت احمد به تحقیق که وقت نماز رسید، پس آماده باشید و کار دنیا را رها نمایید و چون گوید: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» معناى آن این است که خدا و فرشتگان خدا و آنچه در آسمانها و زمین است، آگاه هستند که من وقت نمازهای پنجگانه را به اطلاع شما رساندم پس خود را برای نماز آماده نمایید و چون گوید: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»، معناى آن این است که خدا و ملائکه آگاهاند که من شما را از زمان انجام نماز آگاه کردم پس سرگرم امور دیگر نشوید که این برای شما بهتر است و زمانی که مۆذّن بگوید: «حَیَّ عَلَى الصَّلَاةِ» پس اذان چنین گوید: ای امت محمد! خدا دین خودش را برای شما نمایان ساخت پس آنرا ضایع نسازید و لکن به آن پایبند باشید تا خدا شما را مورد آمرزش قرار دهد و به کارهای دیگر خود را مشغول نسازید، چرا که نماز ستون دین شما است... .[شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص 67، مطبعة حیدریة، نجف، چاپ اول، بیتا.]
فرآوری: محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
سایت جامع تبلیغ
چرا خداوند متعال نماز صبح را قرار داد؟ در حالی که برخی گمان میکنند کار سختی است و در اغلب اوقات قضا میشود؟ خواب دم صبح خیلی شیرین و سنگین است، چطور میتوان از آن دل کند و مشغول نماز شد؟
عامل اصلی و زیربنایی سستی در نماز و خواب ماندن برای نماز صبح یا هر کوتاهی ای که در زمینه دین و عبودیت پیدا میشود در ضعف ایمان است. البته همه ما کم و بیش از این عارضه رنج میبریم و ایمان کامل برای انسان مۆمن یک ایده آل و آرزو است.
خواندن نماز صبح در اول وقت شاید از نمازهای دیگر مشکل تر باشد ؛ زیرا دل کندن از رختخواب گرم و لذت خواب در ابتدا سخت جلوه میکند نمازگزار میتواند با کمی تمرین از منافع سحر و صبح بهره مند گردد و از فیض نماز اول وقت ( بویژه نماز صبح ) بی نصیب نماند .
پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم. (میزان الحکمه / ج 7 / ص 3129)
از دست دادن سحر خیزی معلول علتهای مختلفی است . مهمترین عامل این است که انسان به درستی نمی داند هدف زندگی چیست و دین و عبادت چه نقشی در رسیدن به این هدف دارد. کسانی که هدفمند زندگی میکنند و میدانند برای چه باید دیندار بود چه بسا انگیزه بسیار قوی ای در این زمینه دارند و این مشکل را ندارند.
انسان مظهر خداست و یک عمر فرصت دارد که این مظهریت خود را بالفعل کند و هر چه بیشتر صفات خدا را در خود جای دهد، خدایی میگردد، مانند آهنی که چون در کنار آتش قرار میگیرد به رنگ آتش در میآید و صفات آتش پیدا میکند از زیبایی و قدرت و حرارت و... .
در زندگی انسان نیز فرصتهای فراوانی مانند اوقات نماز و روزه و حج و خدمت به خلق خدا و مانند آن وجود دارد که همه، فرصتهای خدایی شدن انسان هستند. انسان خداجو تمام سعی اش این است که فرصتها را از دست ندهد و از آن به نحو احسن برای کمال و قرب خود به خدا استفاده نماید. در این میان نماز صبح و اول وقت بسیار اهمیت دارد.
شیطان و نفس و دشمن هم فراوان داریم. چاره ای جز خودسازی نیست. خودسازی یعنی خود را از هر چه غیر خدایی است خالی کنی و پر از خدا شوی، مانند بطری ای که پر از هواست و وقتی شما آن را از آب پر میکنید هوای آن خالی و آب جای آن را میگیرد. باید اندیشه و اخلاق و علم و عملمان توحیدی و پر از خدا شود تا راحت شویم تا انگیزه زندگی داشته باشیم تا با اشتیاق به سوی خدا برویم و با علاقه نماز بخوانیم.
حضرت ثامن الائمه « علیه السلام » چنین فرموده اند: « چون خواستی به نماز بایستی با حال کسالت ، خواب آلودگی ، عجله و شتاب و لهو و بازی نایست؛ بلکه نماز را با آرامش و وقار به جای آور.»
این سبـک شمردن صورت های مختلف دارد یعنی: تاخیر از اول وقت، با عجله خواندن، آداب حضور را مراعات نکردن، درنماز ظاهراً و باطناً بازی نکردن، لباس و نظافت و اینها را مراعات نکردن خلاصه سبک شمردن.
حضرت زهرا سلام الله علیهــا سوال می کند که کســی که نمــازش را سبک بشمارد چه می شود؟
« قال رسول الله ( صل یالله و علیه وآله ) : یا فاطمه مَن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء »، فرمود: یا فاطمه کسی که نمازش را سبک بشمارد از مـردها و زنـها، « ابتلاه اللهُ بخمس عشرة خصلة »، خدا او را به 15 خصلت مبتلا می کند ( خیلی تهدید کننده است ) ، « ستٌ منها فی دار الدنیا و ثلاث عند موتها و ثلاث فی قبره و ثلاث فی القیامة اذا خرج من قبره »، شش تا در زندگـی دنیــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تای دیگر در قیــامت است وقتـــی از قبرش خارج می شود.
« فاما اللواتی تصیبه فی دار الدنیا »، اما شش خصلتی که خدا پیش می آورد دردنیا برای کسانی که نمــاز را کوچک می شمارند:
1-«فالاولی یرفع الله البرکة من عمره»: اول این است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـی دارد؛ این عمــر که من و شما می کنیم، برکت از آن برداشته می شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهای خیــر، نه از شرّ؛ مثلا کسانی می بینید عمرشان با برکت است، خوب عبــادت می کنند، خدمات زیــاد می کنند .
2- « یرفع الله البرکة من رزقه »: برکت را از روزیشــان هم بــر می دارد. برکت از روزی هم این نیست که انســـان کم پول بدست مـی آورد یا زیاد؛ نه؛ برکت در زندگی و معیشت است که آن را خــدا بر می دارد.
3- « و یَمحوا الله عزوجلّ سیماء الصالحین من وجهه »: سومین چیزی که مبتلا می شود این است که خدای متعال سیمــای صالحان را ازاو بر می گیرد؛ وقتی به صــورتش نگاه می کنید سیمای صالحــان در او نیست. این هم چیزی است؛ صــالحان یک سیمایی دارند البته اهـــــل ذوق می فهمند، این را با ذوق و دل می شود فهمید، نه زیبــایی ظاهری است، سیمای صالحان یک چیزی است که اهل دل و اهل ذوق می فهمند.
4- « و کل عمل یعمله لا یۆجر علیه »: هر عملـی که انجام می دهد از اعمال خیـر و عبادات، اجــری به آن داده نمی شود.
5- « و لا یرفع دعاۆه الی السماء »: پنجمی اش این است که دعــای او مستجاب نمی شود.
6- « والسادسة لیس له حظّ فی دعاء الصالحین »: از دعای صالحان هم بی بهره می شود، یعنی صالحان که برای مومنیــن و مومنــات دعاهایی می کنند که وظیفه اشان است، اینها از دعای صالحان حظّـــی برایشـان نیست.
این شش خصلتی که در دنیا پیش می آید برای آنها که نمازشــان را کوچک می شمارند.
« و اما اللواتی تصیبه عند موته »
و اما آن سه تا که در وقت مرگش به او می رسد:
1-« فاولاهن انه یموت ذلیلا »، اولش این است که مرگش به صورت خفت بــار می شود.
2- « والثانیة یموت جائعا »، گـرسنه می شود موقــع مرگ، این گرسنگی یک گرسنگی بسیــــار اسرار آمیز است که غیــرظاهری و دنیوی است و انسانها از آن وقتی که از اینجا به بــرزخ منتقل می شوند و از اول انتقــال به برزخ این گرسنگی و تشنگی شــروع می شود و بعدش هم در قیــامت مخصوصا هست، این یک چیزی غیــر از گرسنگی دنیاست.
3- « والثالثة یموت عطشانا »، سومی هم این است که در حال تشنــگی است فلو سقی من انهار الدنیا لم یرو عطشه.
« و اما اللواتی تصیبه فی قبره »، اما سه تــای دیگر که در قبر و بــرزخ به او می رسد این است که:
1-« فاولاهن یوکل الله به مَلکا یزعجه فی قبره »، حالا ما فکر می کنیم این سستــی ها که در استخفاف به نمــاز داشته ایم زیاد مهــم نبوده، آخرش این است که خـدا مـی بخشد؛ زیاد مهـم نبوده؛ خیلی چیز مهمی بوده، حالا این قسمتی از بیانات است که در اینجا وارد شده دقت کنید. اولش این است که خــدا مَلَکی را موکل می کند که در قبرش به او عذاب می کند در بـــرزخ.
ادامه مطلب ...
مقصود
از سبک شمردن نماز، اهمیت ندادن به آن است. یکى از مصادیق سبک شمردن نماز
این است که شخص گاهى نماز را ترک مىکند و یا با نداشتن عذر شرعى، نماز را
از اول وقت به تأخیر مىاندازد ....
هم چنین با سرعت زیاد
خواندن، رکوع و سجود را صحیح و درست انجام ندادن، قرائت و اذکار را بدون
توجه و غلط خواندن، شرایط نماز (مثل طهارت، قبله شناختن، وقت و ...) را
رعایت نکردن، با بودن مسجد و جماعت نماز را فرادا خواندن و ... همه اینها
از مصادیق سبک شمردن نماز است.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: اولین عملی که از انسان محاسبه می شود نماز اوست و اگر درست بود، به مابقی اعمال او نظر می شود و اگر نه به مابقی اعمال او نگاه نمی شود. و امام باقر(علیه السلام) فرمود: اولین چیزی که(در روز قیامت) محاسبه می شود نماز است اگر پذیرفته شد مابقی اعمال را می پذیرند.(و گرنه پذیرفته نمی شود). (منتخب المیزان، همان، ص298 روایت 3591-3604)
پس سبک شمردن نماز یکی از عوامل محرومیت از شفاعت است و ما خوب می دانیم که اگر امید به شفاعت نداشته باشیم این اعمال خرده و ریز ما در مقابل سیل گناهان هیچ است.
عن الصادق(علیه السلام) قال قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده است : به خدا قسم از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و در حوض کوثر بر من وارد نمی شود»(سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ماده صلاة).
- تأخیر انداختن نماز مصداق بارز سبک شمردن نماز است. عن النبی(صلی الله علیه و آله): «هیچ بنده ای نیست که به وقت های نماز (اول وقت ) و حرکت های خورشید برای نماز اهتمام ورزد مگر این که من سه چیز را برایش ضمانت می کنم : 1- نشاطی آرامش بخش هنگام مردن2- جدایی از ناراحتی ها و اندوه ها 3- نجات از آتش.
حضرت فاطمه(سلام الله علیها ) از پدر بزرگوارش پرسید: پدر جان، یا رسول الله! زنان و مردانى که نسبت به نماز بىاعتنا هستند و نماز را سبک مىشمارند، چه عواقبى را در پیش دارند؟
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: فاطمه جان! هر کسى از مردان و زنان نمازش را سبک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مىسازد:
ادامه مطلب ...
نمازِ صحیح، یک مرحله است و نماز مقبول، مرحلهاى بالاتر مىباشد. شما ممکن است خوب درس بخوانید، ولى قبولى آخر سال، مهمّ است.
ممکن است انسان همیشه نماز و عبادتهاى خود را بجا آورد، ولى بخاطر نقص و ضعفهایى که نماز او دارد، در پیشگاه خداوند، پذیرفته نشود.
ممکن است شاگردى نمره خوب هم بگیرد، ولى اخلاق و وضع او مورد رضایت خاطر آموزگار نباشد.
پس، ملاک در ارزش نماز، قبولى آن است. باید کوشید تا نمازى پسندیده به آستان خدا تحویل داد.
امام على علیه السلام مىفرماید:«کونوا على قبول العمل اشدّ عنایةّ منکم على العمل»(بحار الانوار، ج 71 ص 173.)
بیش از انجام عمل، به قبولى آن عنایت و توجّه داشته باشید.
نماز عبادتی است که نظیر آن وجود ندارد. آثار و برکاتی که برای نماز ذکر شده، برای هیچ عبادت دیگری وارد نشده است. نماز دو گونه است: واجب و مستحب. نماز های واجب نمازهایی است که به صورت روزانه و در وقت مشخص خوانده می شود و ترک آن عقاب و عذاب خداوند را در پی دارد. نماز مستحب، نمازی است که اقامه آن واجب نیست و به همین دلیل ارزش و ارج بسیاری دارد. نماز های مستحب یا نوافل (نفل به معنای زاید و افزون است) نیز دو دسته اند: نوافلی که برای آن ها دستور و روش داریم، مانند نافله های روزانه، نماز پدر و مادر، نماز حاجب، نماز استغاثه و ... . دسته دوم نیز نوافلی است که دستوری برای آن ها نداریم، مانند این که فرد دو رکعت نماز مستحب بخواند.
امام صادق (علیه السلام) در فضیلت و جایگاه نماز فرمود: من قَبِلَ الله منه صلاةً واحدةً لم یعذّبه؛ (1) اگر خداوند از کسی دو رکعت نمازش را قبول کند، او را عذاب نمی کند.
یعنی یک نماز مقبول، از عذاب اخروی که پایان ندارد، جلوگیری می کند.
درباره فضیلت نماز های مستحب و نوافل در حدیث آمده است که: نماز های نافله، به منزله هدیه است و در هر صورت پذیرفته می شود. (2)
البته با همه تأکید و تشویقی که درباره انجام نماز های مستحبی است، ادای آن ها باید از روی علاقه و عشق باشد و انسان، بر خودش آن ها را تحمیل نکند. سعی کند که ابتدا آمادگی روحی و علاقه و کشش قلبی بیابد، آنگاه به انجام آن ها بپردازد. در نماز های مستحب برخی ارفاق ها وجود دارد که در نماز های واجب نیست که برای جذب بیشتر افراد است، از جمله اینکه:
نماز مستحب را هم می توان ایستاده خواند، هم نشسته.
در نماز مستحب، می توان فقط سوره حمد را خواند و به رکوع رفت.
در نماز مستحب، شک میان رکعت اول و دوم، نماز را باطل نمی کند و نمازگزار می تواند تصمیم بر هر کدام بگذارد.
انجام کم و زیادهای اشتباهی در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.
برای نماز های واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولی درباره نوافل چنین دستوری نیست.
این ساده گیری ها برای تشویق افراد به این عبادت های سازنده است. حتی اگر نماز مستحب را کسی در وقتش نتوانست بخواند، قضای آن را می تواند انجام دهد، که در این صورت، طبق حدیث، خداوند به فرشتگان مباهات کرده و می فرماید: به بنده ام بنگرید! چیزی را که بر او واجب نکرده ام، قضا می کند! (و در حدیث دیگری افزوده شده که: شما را شاهد می گیرم که او را آمرزیدم) (3)
بر اساس آیات کتاب خدا و روایات و اخبار، نمازى که مقرون به سه شرط است بدون شک مورد قبول خداست:
1 ـ ایمان.
2 ـ تقوا.
3 ـ جمع بودن شرایط ظاهرى و باطنى نماز در حد وسع مکلف، از قبیل طهارت صحیح، نیت خالص، وقت، مکان مباح، صحت قرائت، ترتیب، موالات، طمأنینه، قبله و سایر شرایط.
نماز کسى که اعتقاد صحیحى به حق و قیامت و نبوت و کتاب و ملائکه ندارد قابل قبول نیست.
ادامه مطلب ...
چند روزی بود که حال عجیبى پیدا داشتم؛ یعنى حال نماز شب و حال نماز اوّل وقت خواندن را نداشتم. از این گذشته از خواندن نماز و رابطه با خدا لذّت نمىبردم. حسابی از خودم تعجب مى کردم که چرا چنین شدهام؟ هرچه گریه و زارى و التماس مىکردم باز به جایى نمى رسیدم تا آنکه شبى از همین شبها خواب بسیاری عجیبی دیدم. در آن رویای شگفت به من گفتند: «کسى که خرماى حرام بخورد، معلوم است که دیگر عبادت را دوست نداشته و از آن لذتى نخواهد برد!»
وقتى از خواب بیدار شدم آن روز را که به بازار رفته بودم یادم آمد. جریان خریدن خرما را به یاد آوردم که وقتى خرما را گرفتم، دیدم یکى از آن خرماها رسیده نیست لذا بدون اجازه صاحب مغازه، آن خرما را برداشتم و روى خرماهایش گذاشتم و به عوض آن، یک خرماى خوب برداشتم و آن را خوردم.
تازه فهمیده بودم که از کجا خوردهام. آن خرما کار خودش را کرده بود. هرچه قدم به قدم بالا رفته بودم را با سر سقوط کرده بود. مطئن شدم که همان یک خرماى حرام، بر روى حالات معنوى من اثر نهاده و دیگر از خواندن نماز و رابطه با خدا، لذتى نمى برم .
• نماز موجب یاد خداست:
یاد خدا بهترین وسیله برای خویشتن داری و کنترل غرایز سرکش و جلوگیری از روح طغیان است. «نمازگزار» همواره به یاد خدا میباشد، خدایی که از تمام کارهای کوچک و بزرگ ما آگاه است، خدایی که از آنچه در زوایای روان ما وجود دارد و یا از اندیشه ما میگذارد، مطلع و باخبر است و کمترین اثر یاد خدا این است که به خودکامگی انسان و هوسهای وی اعتدال میبخشد، چنان که غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و کیفرهای او، موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی آن میشود.
انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و کردار خود نمیاندیشد و برای ارضای تمایلات و غرایز سرکش خود حد و مرزی را نمیشناسد و این نماز است که او را در شبانه روز پنج بار به یاد خدا میاندازد و تیرگی غفلت را از روح و روانش پاک میسازد.
به راستی، انسان که پایه حکومت غرایز در کانون وجود او مستحکم است، بهترین راه برای کنترل غرایز و خواستهای مرزنشناس او همان یاد خدا، یاد کیفرهای خطاکاران و حسابهای دقیق و اشتباهناپذیر آن میباشد. از این نظر قرآن یکی از اسرار نماز را یاد خدا معرفی میکند: «اقم الصلوة لذکری؛ نماز را برای یاد من بپادار!» (1)
• دوری از گناه:
نمازگزار ناچار است که برای صحت و قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، یکی از شرایط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است که درآن به کار میرود، مانند آب وضو و غسل، جامهای که با آن نماز میگزارد و مکان نمازگزار، این موضوع سبب میشود که گرد حرام نرود و در کار و کسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید؛ زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقید شود و در موارد دیگر بی پروا باشد.
گویا آیه زیر به همین نکته اشاره میکند و میفرماید: «ان الصلوة تنهی عن الفحشأ و المنکر؛ که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز میدارد.» (2)
بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد که شرط قبولی نماز در پیشگاه خداوند این است که نمازگزار زکات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غیبت نکند؛ از تکبر و حسد بپرهیزد؛ از مشروبات الکلی اجتناب نماید و با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا رو آورد و به این ترتیب نمازگزار حقیقی ناگزیر است تمام این امور را رعایت کند. روی همین جهات، پیامبر گرامی ما(صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: نماز چون نهر آب صافی است که انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و کثیف نمیشود. همچنین کسی که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شست و شو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمینشیند.
• نظافت و بهداشت:
از آنجا که نمازگزار در برخی از مواقع همه بدن را باید به عنوان «غسل» بشوید و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگیرد و پیش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع کثافت و آلودگی پاک سازد؛ ناچار یک فرد تمیز و نظیف خواهد بود. از این نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت که یک امر حیاتی است کمک میکند.
• انضباط و وقتشناسی:
نمازهای اسلامی هر کدام برای خود وقت مخصوص و معینی دارد و فرد نمازگزار باید نمازهای خود را در آن اوقات بخواند، لذا این عبادت اسلامی به انضباط و وقتشناسی کمک مؤثری میکند.
بالاخص که نمازگزار باید برای ادای فریضه صبح پیش از طلوع آفتاب از خواب برخیزد، طبعا یک چنین فردی گذشته از این که از هوای پاک و نسیم صبحگاهان استفاده مینماید، به موقع فعالیتهای مثبت زندگی را آغاز میکند.
آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه که گفته شد منحصر نیست؛ ولی این نمونه میتواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد.
امام جماعت باید شیعه دوازده امامى، عاقل، عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند و بنابر احتیاط بالغ بوده و اگر مأموم او مرد است، امام نیز باید مرد باشد و عدالت معتبر در امام جماعت عبارت است از حسن ظاهر یعنى دورى جستن از گناهان کبیره، به طورى که ظاهر احوال شخص به طور ظنّى دلالت کند که او بناى بر ترک گناه دارد، نه آن که اتفاقا چند روزى گناه را ترک کرده باشد و مأموم باید این حسن ظاهر را احراز کند، و اصرار بر گناهان صغیره، به منزله گناه کبیره است.
مراجع معظم تقلید، اقتداء نمازهای روزانه را به نماز جمعه جایز ندانستهاند.
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:
صحّت آن، محل اشکال است.
اشکال دارد.
احوط ترک آن است.
اقتداء صحیح نیست.
ـ موقعی که مأموم نیت می کند، باید امام را معین نماید، ولی دانستن اسم او لازم نیست، و اگر نیت کند اقتدا می کنم به امام جماعت حاضر نمازش صحیح است.
ـ مأموم باید غیر از حمد و سوره چیزهای نماز را خودش بخواند، ولی اگر رکعت اوّل یا دوّم مأموم، رکعت سوّم یا چهارم امام باشد، باید حمد و سوره را بخواند.
ـ اگر مأموم در رکعت اوّل و دوّم نماز صبح و مغرب و عشا صدای حمد و سوره امام را بشنود، اگر چه کلمات را تشخیص ندهد، باید حمد و سوره را نخواند، و اگر صدای امام را نشنود مستحب است حمد و سوره را بخواند ولی باید آهسته بخواند، و چنانچه سهواً بلند بخواند اشکال ندارد.
ـ اگر مأموم بعضی از کلمات حمد و سوره امام را بشنود، میتواند آن مقداری را که نمی شنود بخواند.
ـ اگر مأموم سهواً حمد و سوره را بخواند، یا خیال کند صدایی را که می شنود صدای امام نیست و حمد و سوره را بخواند و بعد بفهمد صدای امام بوده، نمازش صحیح است.
ـ اگر شک کند که صدای امام را می شنود یا نه، یا صدایی بشنود و نداند صدای امام است یا صدای شخص دیگر، میتواند حمد و سوره را بخواند.
ـ مأموم در رکعت اوّل و دوّم نماز ظهر و عصر ـ بنا بر احتیاط ـ نباید حمد و سوره را بخواند، و مستحب است بجای آن ذکر بگوید.
ـ مأموم نباید تکبیرة الاحرام را پیش از امام بگوید، بلکه احتیاط مستحب آن است که تا تکبیر امام تمام نشده تکبیر نگوید.
ـ اگر مأموم سهواً پیش از امام سلام دهد، نمازش صحیح است و لازم نیست دوباره با امام سلام دهد، بلکه اگر عمداً هم پیش از امام سلام دهد، اشکال ندارد.
ـ اگر مأموم غیر از تکبیرة الاحرام، چیزهای دیگر نماز را پیش از امام بگوید اشکال ندارد، ولی اگر آنها را بشنود یا بداند امام چه وقت می گوید، احتیاط مستحب آن است که پیش از امام نگوید.
ـ اگر امام و مأموم هر دو زن باشند، احتیاط واجب آن است که همه ردیف یکدیگر بایستند و امام جلوتر از دیگران نایستد.
ـ مستحب است امام در وسط صف بایستد، و اهل علم و کمال و تقوی در صف اوّل بایستند.
ـ مستحب است صفهای جماعت منظّم باشد، و بین کسانی که در یک صف ایستادهاند فاصله نباشد، و شانه آنان ردیف یکدیگر باشد.
ادامه مطلب ...
اذان صبح شیعه، هم زمان با طلوع فجر صادق است، بنابر این اگر انسان یقین داشته باشد که اذان صبح دقیقاً در زمان خود گفته شده، خواندن نماز همراه با شروع اذان، صحیح بوده و نیاز به احتیاط نیست. و آنچه در توضیح المسائل درباره احتیاط در تأخیر انداختن نماز صبح، بیان شده است، احتیاط واجب نیست بلکه مستحب است و اختصاص به نماز صبح هم ندارد. و این احتیاط برای این است که نمازگزار یقین پیدا کند که وقت نماز داخل شده است.
بله بحثی پیرامون نماز صبح در لیالى مقمره[1] هست که برخی از فقها (مانند آیت الله سید احمد خوانساری و امام خمینی) در طلوع فجر بین شبهاى مهتابى و غیر مهتابى فرق مىگذارند و معتقدند در شبهاى مهتابى فجر صادق دیرتر محقق مىشود و روایتى هم در تأیید نظریه خویش مىآورند،[2] امّا دیگر فقها تفاوتی در طلوع فجر بین شبهاى مهتابى و غیر مهتابى نمىگذارند.[3]
جواب: نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سفیدهای رو به بالا حرکت میکند که آن را فجر اول میگویند. موقعی که آن سفیده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است و آخر وقت نماز صبح موقعی است که آفتاب بیرون میآید. (توضیح المسائل امام خمینی(ره), م741)
جواب: اگر با شروع اذان یقین به داخل شدن وقت نماز پیدا میکنید میتوانید نماز را شروع نمایید و الا صبر کنید تا اذان تمام شود و یقین به دخول وقت پیدا کنید(توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م 742 و ص462, س374)
جواب: اگر یک رکعت از نماز شما قبل از طلوع خورشید خوانده شده باشد نماز اداء است. (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م 748)
ادامه مطلب ...1 ـ امام جواد علیه السّلام :
هرگاه
پیامبر صلّى الله علیه و آله از نمازش فارغ مى شد مى گفت: خدایا، آنچه را
کرده و مى کنم، نهان و آشکار کرده ام، اسراف بر خود را و آنچه را که تو
بهتر از من مى دانى، بر من بیامرز. خدایا تو پیش از همه و پس از همه هستى،
جز تو خدایى نیست . به داناییت بر نهان و به تواناییت بر همه خلقت سوگند،
تا آنگاه که زندگى را برایم بهتر مى دانى، مرا زنده نگاه دار و آنگاه که
مرگ را برایم بهتر مى دانى، مرا بمیران . خدایا ، همانا من بیم از تو را در
نهان و آشکار ، سخن حق را در خشم و خشنودى و میانه روى را در تنگدستى و
توانگرى، از تو مى خواهم. نعمتى تمام ناشدنى و روشنى چشمى ناگسستنى را از
تو مى خواهم . خشنودى به حکم تو، مرگى مبارک پس از زندگى و زندگانى آرام پس
از مرگ، لذت نگاه به تو و شوق دیدارت و ملاقات تو بى رنجى گزنده و فتنه
اى گمراه کننده را، از تو مى خواهم. خدایا ، ما را به زینت ایمان، مزیّن
کن و راهنما و رهیافته قرار ده. خدایا ، ما را در میان آنان که ره نمودى،
ره بنما . خدایا ، همانا من اراده قوى بر یافتن راه راست و و پایدارى در
کار و استوارى در راه حق را از تو مى خواهم. سپاسگزارى نعمتت را، سلامتى
کامل و اداى حقت را مى خواهم. اى پروردگار من ، دلى پیراسته و زبانى
راستگو از تو مى خواهم. از آنچه که مى دانى آمرزش مى طلبم و نیکوترین آنچه
که مى دانى از تو مى خواهم و از بدى آنچه مى دانى به تو پناه مى برم ، که
تو مى دانى و ما نمى دانیم و تو به نهانها بسیار دانایى[1].
2 ـ ابو ایّوب انصارى:
در
پشت سر پیامبرتان صلّى الله علیه و آله نماز نگزاردم ، جز اینکه هرگاه
نمازش را به پایان مى برد ، مى شنیدم که مى گوید: خدایا همه خطاها و
گناهانم را بیامرز، خدایا نعمتت را بر من ارزانى دار، مرا زنده بدار و
روزیم ده و به کارها و خویهاى شایسته رهنمونم کن که جز تو به شایسته هاى آن
دو (کارها و خویها) ره نمى نماید و جز تو از زشتهاى آن دو ، باز نمى
دارد.
3 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله ـ به علىّ علیه السّلام ـ :
هرگاه
خواستى هر چه را مى شنوى و مى خوانى به یاد بسپارى، این دعا را در پى هر
نماز بخوان : پاک و منزّه است آن که به مردمان مملکتش تجاوز نمى کند. پاک و
منزه است آن که ساکنان زمین را کیفرهاى گونه گون نمى دهد، پاک و منزه است
آن مهربان و بخششگر. خدایا ، در دل من نور و بینش و فهم و دانایى قرار
ده، که تو بر هر کار توانایى.
4 ـ اصبغ از امام علىّ علیه السّلام :
هر
کس دوست دارد از دنیا برود در حالى که از گناهانش پاک شده آنگونه که زر
ناب از تیرگیها پاک مى گردد و هیچکس چیزى به ستم برده را از او مطالبه
نکند، در پى هر یک از نمازهاى پنجگانه، تبار نامه خداوند ، قل هو الله احد ،
را دوازده مرتبه بخواند . سپس دستانش را بگشاید و بگوید: خدایا به نام
پنهان ، پوشیده، پاک، پاکیزه و خجسته ات از تو مى خواهم . به نام بزرگ و
چیرگى همیشگیت از تو مى خواهم . اى بخشنده عطاها، اى آزاد کننده اسیران، اى
رهایى دهنده مردم از آتش، بر محمّد و خاندان او درود فرست ، از آتش
رهاییم ده، آسوده از دنیا ببر و به سلامت وارد بهشت گردان . آغاز دعایم را
رستگارى، میان آن را کامیابى و پایان آن را نیکویى قرار ده ، که تنها تو
به نهانها بسیار دانایى. سپس فرمود: این از امور نهانى است که پیامبر خدا
صلّى الله علیه و آله به من آموخت و فرمان داد آن را به حسن و حسین نیز
بیاموزم.
5 ـ امام صادق علیه السّلام :
پیامبر
خدا صلّى الله علیه و آله روزى به اصحابش فرمود: آیا اگر هر چه لباس وظرف
دارید گردآورید وروى هم بنهید، فکر مى کنید به آسمان برسد؟ گفتند: نه اى
پیامبر خدا، فرمود: آیا شما را به چیزى راهنمایى نکنم که ریشه اش در زمین و
شاخه اش در آسمان باشد؟ گفتند: چرا، اى پیامبر خدا. فرمود: هر یک از شما
که از نماز واجبش فارغ شد ، سى بار بگوید: «و خدا پاک و منزّه است، سپاس
براى خداست و جز خداوند، هیچ خدایى نیست و خدا بزرگتر است». همانا ریشه این
ها در زمین و شاخه آن ها در آسمان است. آن ها خرابى، آتش، غرق شدن، در
چاه افتادن، خوراک درنده شدن، مرگ بد و بلاى آسمانى را که در آن روز بر
بنده فرود مى آید ، دفع مى کنند و آن ها ماندگارند.
لا تَزالُ اُمَّتى بِخَیرٍ ما تَحابّوا وَ اَقامُوا الصَّلاةَ و َآتَوُا الزَکاةَ
و َقَروا الضَّیفَ... ؛
امّتم همواره در خیر و خوبى اند تا وقتى که یکدیگر را دوست بدارند، نماز را برپا دارند، زکات بدهند و میهمان را گرامى بدارند...
امالى (طوسى) ص 647، ح 1340
الدّعاء
مفتاح الرّحمة و الوضوء مفتاح الصّلاة و الصّلاة مفتاح الجنّة
دعا کلید رحمت و وضو کلید نماز و نماز کلید بهشت است.
نهج الفصاحه ص 485 ، ح1588
أَوَّلُ الْوَقْتِ رِضْوَانُ اللَّهِ وَ
آخِرُهُ عَفْوُ اللَّه
نماز در اول وقت خشنودى خداوند و پایان وقت عفو خداوند است.
من لا یحضره الفقیه ج1 ، ص 217 ،ح 651
لَو یَعلَمُ المُصَلّى ما یَغشاهُ مِنَ الرَّحمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ
السُّجودِ؛
اگر نمازگزار بداند تا چه حد مشمول رحمت الهى است هرگز سر خود را از سجده بر نخواهد داشت.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 175 ، ح 3347
اُنظُر فیما تُصَلّى و َعَلى ما تُصَلّى اِن لَم یَکُن مِن وَجهِهِ و َحِلِّهِ فَلا
قَبولَ؛
بنگر در چه (لباسى) و بر چه (چیزى) نماز مى گزارى، اگر از راه صحیح و حلالش نباشد، قبول نخواهد بود.
تحف العقول ص 174
مَن قَبِلَ اللّه مِنهُ صَلاةً واحِدَةً لَم یُعَذِّبهُ و َمَن قَبِلَ مِنهُ
حَسَنَهً لَم یُعَذِّبهُ؛
خداوند از هر کس یک نماز و یا یک کار نیک را قبول کند، عذابش نمى نماید.
کافى(ط-الاسلامیه) ج 3، ص 266، ح 11
تَسبیحُ فاطِمَةَ علیهاالسلام فى کُلِّ یَومٍ فى دُبُرِ کُلِّ صَلاةٍ اَحَبُّ
اِلَىَّ مِن صَلاةِ اَلفِ رَکعَةٍ فى کُلِّ یَومٍ؛
تسبیحات فاطمه زهرا علیهاالسلام در هر روز پس از هر نماز نزد من محبوب تر از هزار رکعت نماز در هر روز است.
کافى(ط-الاسلامیه) ج 3، ص 343، ح 15
ادامه مطلب ...