می دانیم که شروع روز دانش آموزان با یک برنامه صبحگاهی مناسب علاوه بر پرورش روح معنوی دانش آموزان، در بالا بردن سطح آموزشی آن ها از لحاظ یادگیری تاثیرگذار است.
به عنوان مثال اگر معلم پرورشی مدرسه بتواند هر هفته یک کلاس را برای برگزاری برنامه های صبحگاه مدرسه انتخاب و هدایت نماید:
اول: تمام دانش آموزان طبق استعداد خود در امور و انجام برنامه ها مشارکت می نمایند.
دوم: طبق ایام اله برای پیدا کردن مطالب مناسب روز اجرای برنامه به دنبال مطالبی از قبیل شعر، مقاله، طنز و غیره هستند.
سوم: مراسم آغازین مدرسه از یکنواخت بودن و احیاناً خسته کننده بودن به پویایی و سرشار بودن تبدیل می شود.
یکی از کارهایی که در اکثر مدارس کشور عزیزمان انجام می شود، خواندن آیاتی از قرآن مجید می باشد، در این زمینه چنان چه دانش آموزان بتوانند علاوه بر شنیدن آیات، با مفاهیم متعالی این معجزه الهی آشنا شوند، بی شک به هدف والای نزول وحی رهنمون گشته ایم.
در این راستا، مرکز یادگیری جهت غنی سازی برنامه های صبحگاه مدارس، به بررسی و تفسیر برخی از آیات قرآن پرداخته است. در این قسمت سعی شده، تفسیر به زبان ساده و قابل درک برای دانش آموزان ارائه گردد.
در این مقاله برخی از آیات سوره طه مورد بررسی قرار می گیرد...
آیات 13 تا 37 سوره طه ( صفحه 313) ، مربوطه توسط یکی از دانش آموزان قرائت شود.
شما می توانید برای شنیدن فایل صوتی آیات این صفحه کلیک نمایید.
جهت دریافت فایل صوتی آیات فوق، کلیک کنید.
در همه ی بیست و پنج آیه ی 13 تا 37 سوره ی طه از صفحه ی 313 ، بهانضمام چهار آیه ی پایانی صفحه ی قبل و نیزآیات صفحات بعد، بخشهای مهمّی از سرگذشت پرماجَرای موسی(ع) تشریح شدهکه بنای ما، پرداختن به دومین آیه ی اینصفحه است.
خدا در آیه ی 14 میفرماید: «إنّی أنَا الله، لا إلهَ إلاّ أنَا»؛ «بهطور یقین، من،آری من، الله هستمکه جز من معبودی نیست».
«فَاعبُدنی»؛ «پس، مرا عبادتکن»؛ «وَ أقِمِ الصَّلاه لِذِکری»؛ «و نماز را برای استقرار یاد من در قلب، بهپا دار».
در واقع، این آیه مقصود اصلی از تشریع نماز را نشان داده که هدف از آن، «ذکر و یاد خدا و توجّه قلبی به او»ست نه همین اعمال بدنی، از قیام و رکوع و سجودِ خالی از توجّه دل که ما انجام میدهیم و غالباً هم نتیجهای نمیگیریم و اَحیاناً اینشبهه نیز در فکرمان پیدا میشودکه پس،کجاستآنآثار نماز با آنهمهعظَمت، در زندگی ما؟! و هیچ، به فکرمان هم نمیرسدکهآخِر،آنکسکه دستور نماز داده،گفتهاست: «أقِمِ الصَّلاه لِذِکری»؛آننمازی نماز استکه مولّد ذکر من باشد و یاد مرا در دلها زندهکند و نمازگزار خود را در حضور من ببیند و مرا حاضر و ناظر بر افکار و اعمال خود بداند.
«ذکر خدا» هم، تنها، تلفّظ به الفاظ سُبحانَالله
و لاإلهَإلاَّالله نیست! «ذکر و یاد»، امری قلبی است نه زبانی! زبان اگر
به استخدام قلب درآمد و به تحریک دل، متحرّک شد، «ذکر» است و ارزش دارد؛ وگرنه، جز
تَمَوُّج و موج زدنی در هوا، چیز دیگری نخواهد بود! اگر نماز ما، واقعاً «ذکر و یاد خدا» بود و خدا را حاکم در شئون زندگی ما میساخت،
اینک، قیافه ی زندگی ما، اعمّ از مادّی و معنوی، دگرگون شده بود و ما، این
چنین نبودیم که اکنون هستیم!
در قرآن، چقدر سخن از «یاد خدا» به میان آمده و اصرار بر این دارد که بفهماند ریشه ی اصلی تمام عبادات، «یاد خدا» و مقصود نهایی از آن ها نیز «یاد او»ست. حتّی در آیه ی: إنَّ الصَّلاهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَر، که اثر مهمّ نماز، پاکسازی جامعه از پلیدیها بیان شده، پس ازآن میفرماید: وَ لَذِکرُ اللهِ أکبَر؛ یعنی، بزرگتر از تمام فواید، اینکه نماز، «یاد خدا» را در دلها احیا میکند و نتیجتاً فرمان خدا را حاکم بر تمام شۆون زندگیآدمیان میگردانَد! فایده ی «یاد خدا» در دلها و حکومت فرمان خدا در شۆون مختلف زندگی نیز، طبق آیه ی شریفه ی:ألا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوب، طُمَأنینه وآرامش است.
این، دنیای امروزِ ماستکه میبینیم بر اثر فراموشکردن خدا و افتادن دنبال غیرخدا، هرچه، تقلاّ و تلاش میکند، آرامش وآسایش نمییابد! و ترس و وحشت و ناامنی، از همهسو، بر او میبارد. درحالیکهآفریدگار مهربان، ندا میکند: ای راهگمکردگان، فَاذکُرونی، أذکُرکُم؛ «یاد من»کنید تا من هم یاد شما کنم؛ با من باشید تا من هم با شما باشم.
باد بر تخت سلیمـان رفـت کـژ پس سلیمان گفت: بادا، کژ مَغَژ
باد همگفت ای سلیمانکژ مرو ور رویکژ ازکژم خشمین مشو
از ترازو کم کنی من کم کنـم تا تو با من روشنی، من روشنـم
یا أیُّهَا الَّذینَآمَنوا، إذا نودِیَ لِلصَّلاهِ مِن یَومِ الجُمُعَه، فَاسعَوا إلی ذِکرِ الله؛ در این آیه هم ملاحظه میفرمایید از نماز، تعبیر به: ذِکرُ الله، شدهاستکه حقیقت نماز، «ذکر خدا و دل به یاد خدا بودن» است.
و عجیب این که: قرآن، تمام همّش، احیای «ذکر و یاد خدا»ست، ولی متَأسّفانه، ما تمام همّمان، آب و رنگ دادن به ظواهرکار است و افزودن بر تشریفات ظاهر قرآن و نماز و مسجد و منبر و محراب!
و راستیکه ما، هدف را گمکردهایم و لذاست که میان راه، حیران شدهایم!
قرآن،اُولُواالألباب را معرّفی میکند: إنَّ فی خَلقِ السَّماواتِ وَ الأرض وَ اختِلافِ اللَّیلِ وَ النَّهار لآیاتٍ لاُولِی الألباب؛ بهیقین درآفرینشآسمانها و زمین و رفت وآمد شب و روزآیات و نشانههایی است برای خردمندان؛ اَلَّذینَ یَذکُرونَ الله قِیاماً وَ قُعوداً وَ عَلی جُنوبِهِم؛ آن ها کسانی هستند که خدا را یاد میکنند درحالی که ایستاده یا نشسته یا بهپهلو خوابیدهاند؛ وَ یَتَفَکَّرونَ فی خَلقِ السَّماواتِ وَ الأرض: رَبَّنا ماخَلَقتَ هذا باطِلا، سُبحانَک، فَقِنا عَذابَ النّار؛ و درآفرینش آسمانها و زمین میاندیشند و میگویند: منزّهی تو ای پروردگار ما، ایننظام را بهباطل نیافریدهای، ما را از عذابآتش دور نگهدار.
یعنی، اُولُواالألباب، پیوسته، با «یاد خدا» وآخرت زندگی میکنند و خود را آماده برای لقای خدا میسازند.
امام امیرالمۆمنین(ع) نیز در نهجالبلاغه ی شریف، سخن از
«ذکر و یاد خدا» به میان آورده و فرموده است: إنَّ الله سُبحانَهُ وَ تَعالی، جَعَلَ الذِّکرَ
جَلاءً لِلقُلوب، تَسمَعُ بِهِ بَعدَ الوَقرَه، وَ تُبصِرُ بِهِ بَعدَ العَشوَه،
وَ تَنقادُ بِهِ بَعدَ المُعانَدَه؛ خداوند، یادش را
وسیلهای برای جلا و صیقل دلها قرار داده که دلها پس از ناشنوایی، بهسبب یاد
خدا شنوا میشوند و پس از نابینایی، بینا و پس از ستیزهگری، تسلیم میگردند.
حاصل این که: ما، از لحاظ «ذکر و به یاد خدا بودن»، بسیار کسری داریم و از همین جهت است که از اعمال عبادی خویش، آن بهره ی معنوی را که باید ببریم، نمیبریم!