چرا خداوند متعال نماز صبح را قرار داد؟ در حالی که برخی گمان میکنند کار سختی است و در اغلب اوقات قضا میشود؟ خواب دم صبح خیلی شیرین و سنگین است، چطور میتوان از آن دل کند و مشغول نماز شد؟
عامل اصلی و زیربنایی سستی در نماز و خواب ماندن برای نماز صبح یا هر کوتاهی ای که در زمینه دین و عبودیت پیدا میشود در ضعف ایمان است. البته همه ما کم و بیش از این عارضه رنج میبریم و ایمان کامل برای انسان مۆمن یک ایده آل و آرزو است.
خواندن نماز صبح در اول وقت شاید از نمازهای دیگر مشکل تر باشد ؛ زیرا دل کندن از رختخواب گرم و لذت خواب در ابتدا سخت جلوه میکند نمازگزار میتواند با کمی تمرین از منافع سحر و صبح بهره مند گردد و از فیض نماز اول وقت ( بویژه نماز صبح ) بی نصیب نماند .
پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم. (میزان الحکمه / ج 7 / ص 3129)
از دست دادن سحر خیزی معلول علتهای مختلفی است . مهمترین عامل این است که انسان به درستی نمی داند هدف زندگی چیست و دین و عبادت چه نقشی در رسیدن به این هدف دارد. کسانی که هدفمند زندگی میکنند و میدانند برای چه باید دیندار بود چه بسا انگیزه بسیار قوی ای در این زمینه دارند و این مشکل را ندارند.
انسان مظهر خداست و یک عمر فرصت دارد که این مظهریت خود را بالفعل کند و هر چه بیشتر صفات خدا را در خود جای دهد، خدایی میگردد، مانند آهنی که چون در کنار آتش قرار میگیرد به رنگ آتش در میآید و صفات آتش پیدا میکند از زیبایی و قدرت و حرارت و... .
در زندگی انسان نیز فرصتهای فراوانی مانند اوقات نماز و روزه و حج و خدمت به خلق خدا و مانند آن وجود دارد که همه، فرصتهای خدایی شدن انسان هستند. انسان خداجو تمام سعی اش این است که فرصتها را از دست ندهد و از آن به نحو احسن برای کمال و قرب خود به خدا استفاده نماید. در این میان نماز صبح و اول وقت بسیار اهمیت دارد.
شیطان و نفس و دشمن هم فراوان داریم. چاره ای جز خودسازی نیست. خودسازی یعنی خود را از هر چه غیر خدایی است خالی کنی و پر از خدا شوی، مانند بطری ای که پر از هواست و وقتی شما آن را از آب پر میکنید هوای آن خالی و آب جای آن را میگیرد. باید اندیشه و اخلاق و علم و عملمان توحیدی و پر از خدا شود تا راحت شویم تا انگیزه زندگی داشته باشیم تا با اشتیاق به سوی خدا برویم و با علاقه نماز بخوانیم.
حضرت ثامن الائمه « علیه السلام » چنین فرموده اند: « چون خواستی به نماز بایستی با حال کسالت ، خواب آلودگی ، عجله و شتاب و لهو و بازی نایست؛ بلکه نماز را با آرامش و وقار به جای آور.»
این سبـک شمردن صورت های مختلف دارد یعنی: تاخیر از اول وقت، با عجله خواندن، آداب حضور را مراعات نکردن، درنماز ظاهراً و باطناً بازی نکردن، لباس و نظافت و اینها را مراعات نکردن خلاصه سبک شمردن.
حضرت زهرا سلام الله علیهــا سوال می کند که کســی که نمــازش را سبک بشمارد چه می شود؟
« قال رسول الله ( صل یالله و علیه وآله ) : یا فاطمه مَن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء »، فرمود: یا فاطمه کسی که نمازش را سبک بشمارد از مـردها و زنـها، « ابتلاه اللهُ بخمس عشرة خصلة »، خدا او را به 15 خصلت مبتلا می کند ( خیلی تهدید کننده است ) ، « ستٌ منها فی دار الدنیا و ثلاث عند موتها و ثلاث فی قبره و ثلاث فی القیامة اذا خرج من قبره »، شش تا در زندگـی دنیــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تای دیگر در قیــامت است وقتـــی از قبرش خارج می شود.
« فاما اللواتی تصیبه فی دار الدنیا »، اما شش خصلتی که خدا پیش می آورد دردنیا برای کسانی که نمــاز را کوچک می شمارند:
1-«فالاولی یرفع الله البرکة من عمره»: اول این است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـی دارد؛ این عمــر که من و شما می کنیم، برکت از آن برداشته می شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهای خیــر، نه از شرّ؛ مثلا کسانی می بینید عمرشان با برکت است، خوب عبــادت می کنند، خدمات زیــاد می کنند .
2- « یرفع الله البرکة من رزقه »: برکت را از روزیشــان هم بــر می دارد. برکت از روزی هم این نیست که انســـان کم پول بدست مـی آورد یا زیاد؛ نه؛ برکت در زندگی و معیشت است که آن را خــدا بر می دارد.
3- « و یَمحوا الله عزوجلّ سیماء الصالحین من وجهه »: سومین چیزی که مبتلا می شود این است که خدای متعال سیمــای صالحان را ازاو بر می گیرد؛ وقتی به صــورتش نگاه می کنید سیمای صالحــان در او نیست. این هم چیزی است؛ صــالحان یک سیمایی دارند البته اهـــــل ذوق می فهمند، این را با ذوق و دل می شود فهمید، نه زیبــایی ظاهری است، سیمای صالحان یک چیزی است که اهل دل و اهل ذوق می فهمند.
4- « و کل عمل یعمله لا یۆجر علیه »: هر عملـی که انجام می دهد از اعمال خیـر و عبادات، اجــری به آن داده نمی شود.
5- « و لا یرفع دعاۆه الی السماء »: پنجمی اش این است که دعــای او مستجاب نمی شود.
6- « والسادسة لیس له حظّ فی دعاء الصالحین »: از دعای صالحان هم بی بهره می شود، یعنی صالحان که برای مومنیــن و مومنــات دعاهایی می کنند که وظیفه اشان است، اینها از دعای صالحان حظّـــی برایشـان نیست.
این شش خصلتی که در دنیا پیش می آید برای آنها که نمازشــان را کوچک می شمارند.
« و اما اللواتی تصیبه عند موته »
و اما آن سه تا که در وقت مرگش به او می رسد:
1-« فاولاهن انه یموت ذلیلا »، اولش این است که مرگش به صورت خفت بــار می شود.
2- « والثانیة یموت جائعا »، گـرسنه می شود موقــع مرگ، این گرسنگی یک گرسنگی بسیــــار اسرار آمیز است که غیــرظاهری و دنیوی است و انسانها از آن وقتی که از اینجا به بــرزخ منتقل می شوند و از اول انتقــال به برزخ این گرسنگی و تشنگی شــروع می شود و بعدش هم در قیــامت مخصوصا هست، این یک چیزی غیــر از گرسنگی دنیاست.
3- « والثالثة یموت عطشانا »، سومی هم این است که در حال تشنــگی است فلو سقی من انهار الدنیا لم یرو عطشه.
« و اما اللواتی تصیبه فی قبره »، اما سه تــای دیگر که در قبر و بــرزخ به او می رسد این است که:
1-« فاولاهن یوکل الله به مَلکا یزعجه فی قبره »، حالا ما فکر می کنیم این سستــی ها که در استخفاف به نمــاز داشته ایم زیاد مهــم نبوده، آخرش این است که خـدا مـی بخشد؛ زیاد مهـم نبوده؛ خیلی چیز مهمی بوده، حالا این قسمتی از بیانات است که در اینجا وارد شده دقت کنید. اولش این است که خــدا مَلَکی را موکل می کند که در قبرش به او عذاب می کند در بـــرزخ.
ادامه مطلب ...
چند روزی بود که حال عجیبى پیدا داشتم؛ یعنى حال نماز شب و حال نماز اوّل وقت خواندن را نداشتم. از این گذشته از خواندن نماز و رابطه با خدا لذّت نمىبردم. حسابی از خودم تعجب مى کردم که چرا چنین شدهام؟ هرچه گریه و زارى و التماس مىکردم باز به جایى نمى رسیدم تا آنکه شبى از همین شبها خواب بسیاری عجیبی دیدم. در آن رویای شگفت به من گفتند: «کسى که خرماى حرام بخورد، معلوم است که دیگر عبادت را دوست نداشته و از آن لذتى نخواهد برد!»
وقتى از خواب بیدار شدم آن روز را که به بازار رفته بودم یادم آمد. جریان خریدن خرما را به یاد آوردم که وقتى خرما را گرفتم، دیدم یکى از آن خرماها رسیده نیست لذا بدون اجازه صاحب مغازه، آن خرما را برداشتم و روى خرماهایش گذاشتم و به عوض آن، یک خرماى خوب برداشتم و آن را خوردم.
تازه فهمیده بودم که از کجا خوردهام. آن خرما کار خودش را کرده بود. هرچه قدم به قدم بالا رفته بودم را با سر سقوط کرده بود. مطئن شدم که همان یک خرماى حرام، بر روى حالات معنوى من اثر نهاده و دیگر از خواندن نماز و رابطه با خدا، لذتى نمى برم .
• نماز موجب یاد خداست:
یاد خدا بهترین وسیله برای خویشتن داری و کنترل غرایز سرکش و جلوگیری از روح طغیان است. «نمازگزار» همواره به یاد خدا میباشد، خدایی که از تمام کارهای کوچک و بزرگ ما آگاه است، خدایی که از آنچه در زوایای روان ما وجود دارد و یا از اندیشه ما میگذارد، مطلع و باخبر است و کمترین اثر یاد خدا این است که به خودکامگی انسان و هوسهای وی اعتدال میبخشد، چنان که غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و کیفرهای او، موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی آن میشود.
انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و کردار خود نمیاندیشد و برای ارضای تمایلات و غرایز سرکش خود حد و مرزی را نمیشناسد و این نماز است که او را در شبانه روز پنج بار به یاد خدا میاندازد و تیرگی غفلت را از روح و روانش پاک میسازد.
به راستی، انسان که پایه حکومت غرایز در کانون وجود او مستحکم است، بهترین راه برای کنترل غرایز و خواستهای مرزنشناس او همان یاد خدا، یاد کیفرهای خطاکاران و حسابهای دقیق و اشتباهناپذیر آن میباشد. از این نظر قرآن یکی از اسرار نماز را یاد خدا معرفی میکند: «اقم الصلوة لذکری؛ نماز را برای یاد من بپادار!» (1)
• دوری از گناه:
نمازگزار ناچار است که برای صحت و قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، یکی از شرایط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است که درآن به کار میرود، مانند آب وضو و غسل، جامهای که با آن نماز میگزارد و مکان نمازگزار، این موضوع سبب میشود که گرد حرام نرود و در کار و کسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید؛ زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقید شود و در موارد دیگر بی پروا باشد.
گویا آیه زیر به همین نکته اشاره میکند و میفرماید: «ان الصلوة تنهی عن الفحشأ و المنکر؛ که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز میدارد.» (2)
بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد که شرط قبولی نماز در پیشگاه خداوند این است که نمازگزار زکات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غیبت نکند؛ از تکبر و حسد بپرهیزد؛ از مشروبات الکلی اجتناب نماید و با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا رو آورد و به این ترتیب نمازگزار حقیقی ناگزیر است تمام این امور را رعایت کند. روی همین جهات، پیامبر گرامی ما(صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: نماز چون نهر آب صافی است که انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و کثیف نمیشود. همچنین کسی که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شست و شو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمینشیند.
• نظافت و بهداشت:
از آنجا که نمازگزار در برخی از مواقع همه بدن را باید به عنوان «غسل» بشوید و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگیرد و پیش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع کثافت و آلودگی پاک سازد؛ ناچار یک فرد تمیز و نظیف خواهد بود. از این نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت که یک امر حیاتی است کمک میکند.
• انضباط و وقتشناسی:
نمازهای اسلامی هر کدام برای خود وقت مخصوص و معینی دارد و فرد نمازگزار باید نمازهای خود را در آن اوقات بخواند، لذا این عبادت اسلامی به انضباط و وقتشناسی کمک مؤثری میکند.
بالاخص که نمازگزار باید برای ادای فریضه صبح پیش از طلوع آفتاب از خواب برخیزد، طبعا یک چنین فردی گذشته از این که از هوای پاک و نسیم صبحگاهان استفاده مینماید، به موقع فعالیتهای مثبت زندگی را آغاز میکند.
آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه که گفته شد منحصر نیست؛ ولی این نمونه میتواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد.
امام جماعت باید شیعه دوازده امامى، عاقل، عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند و بنابر احتیاط بالغ بوده و اگر مأموم او مرد است، امام نیز باید مرد باشد و عدالت معتبر در امام جماعت عبارت است از حسن ظاهر یعنى دورى جستن از گناهان کبیره، به طورى که ظاهر احوال شخص به طور ظنّى دلالت کند که او بناى بر ترک گناه دارد، نه آن که اتفاقا چند روزى گناه را ترک کرده باشد و مأموم باید این حسن ظاهر را احراز کند، و اصرار بر گناهان صغیره، به منزله گناه کبیره است.
مراجع معظم تقلید، اقتداء نمازهای روزانه را به نماز جمعه جایز ندانستهاند.
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:
صحّت آن، محل اشکال است.
اشکال دارد.
احوط ترک آن است.
اقتداء صحیح نیست.
ـ موقعی که مأموم نیت می کند، باید امام را معین نماید، ولی دانستن اسم او لازم نیست، و اگر نیت کند اقتدا می کنم به امام جماعت حاضر نمازش صحیح است.
ـ مأموم باید غیر از حمد و سوره چیزهای نماز را خودش بخواند، ولی اگر رکعت اوّل یا دوّم مأموم، رکعت سوّم یا چهارم امام باشد، باید حمد و سوره را بخواند.
ـ اگر مأموم در رکعت اوّل و دوّم نماز صبح و مغرب و عشا صدای حمد و سوره امام را بشنود، اگر چه کلمات را تشخیص ندهد، باید حمد و سوره را نخواند، و اگر صدای امام را نشنود مستحب است حمد و سوره را بخواند ولی باید آهسته بخواند، و چنانچه سهواً بلند بخواند اشکال ندارد.
ـ اگر مأموم بعضی از کلمات حمد و سوره امام را بشنود، میتواند آن مقداری را که نمی شنود بخواند.
ـ اگر مأموم سهواً حمد و سوره را بخواند، یا خیال کند صدایی را که می شنود صدای امام نیست و حمد و سوره را بخواند و بعد بفهمد صدای امام بوده، نمازش صحیح است.
ـ اگر شک کند که صدای امام را می شنود یا نه، یا صدایی بشنود و نداند صدای امام است یا صدای شخص دیگر، میتواند حمد و سوره را بخواند.
ـ مأموم در رکعت اوّل و دوّم نماز ظهر و عصر ـ بنا بر احتیاط ـ نباید حمد و سوره را بخواند، و مستحب است بجای آن ذکر بگوید.
ـ مأموم نباید تکبیرة الاحرام را پیش از امام بگوید، بلکه احتیاط مستحب آن است که تا تکبیر امام تمام نشده تکبیر نگوید.
ـ اگر مأموم سهواً پیش از امام سلام دهد، نمازش صحیح است و لازم نیست دوباره با امام سلام دهد، بلکه اگر عمداً هم پیش از امام سلام دهد، اشکال ندارد.
ـ اگر مأموم غیر از تکبیرة الاحرام، چیزهای دیگر نماز را پیش از امام بگوید اشکال ندارد، ولی اگر آنها را بشنود یا بداند امام چه وقت می گوید، احتیاط مستحب آن است که پیش از امام نگوید.
ـ اگر امام و مأموم هر دو زن باشند، احتیاط واجب آن است که همه ردیف یکدیگر بایستند و امام جلوتر از دیگران نایستد.
ـ مستحب است امام در وسط صف بایستد، و اهل علم و کمال و تقوی در صف اوّل بایستند.
ـ مستحب است صفهای جماعت منظّم باشد، و بین کسانی که در یک صف ایستادهاند فاصله نباشد، و شانه آنان ردیف یکدیگر باشد.
ادامه مطلب ...
اذان صبح شیعه، هم زمان با طلوع فجر صادق است، بنابر این اگر انسان یقین داشته باشد که اذان صبح دقیقاً در زمان خود گفته شده، خواندن نماز همراه با شروع اذان، صحیح بوده و نیاز به احتیاط نیست. و آنچه در توضیح المسائل درباره احتیاط در تأخیر انداختن نماز صبح، بیان شده است، احتیاط واجب نیست بلکه مستحب است و اختصاص به نماز صبح هم ندارد. و این احتیاط برای این است که نمازگزار یقین پیدا کند که وقت نماز داخل شده است.
بله بحثی پیرامون نماز صبح در لیالى مقمره[1] هست که برخی از فقها (مانند آیت الله سید احمد خوانساری و امام خمینی) در طلوع فجر بین شبهاى مهتابى و غیر مهتابى فرق مىگذارند و معتقدند در شبهاى مهتابى فجر صادق دیرتر محقق مىشود و روایتى هم در تأیید نظریه خویش مىآورند،[2] امّا دیگر فقها تفاوتی در طلوع فجر بین شبهاى مهتابى و غیر مهتابى نمىگذارند.[3]
جواب: نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سفیدهای رو به بالا حرکت میکند که آن را فجر اول میگویند. موقعی که آن سفیده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است و آخر وقت نماز صبح موقعی است که آفتاب بیرون میآید. (توضیح المسائل امام خمینی(ره), م741)
جواب: اگر با شروع اذان یقین به داخل شدن وقت نماز پیدا میکنید میتوانید نماز را شروع نمایید و الا صبر کنید تا اذان تمام شود و یقین به دخول وقت پیدا کنید(توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م 742 و ص462, س374)
جواب: اگر یک رکعت از نماز شما قبل از طلوع خورشید خوانده شده باشد نماز اداء است. (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م 748)
ادامه مطلب ...1 ـ امام جواد علیه السّلام :
هرگاه
پیامبر صلّى الله علیه و آله از نمازش فارغ مى شد مى گفت: خدایا، آنچه را
کرده و مى کنم، نهان و آشکار کرده ام، اسراف بر خود را و آنچه را که تو
بهتر از من مى دانى، بر من بیامرز. خدایا تو پیش از همه و پس از همه هستى،
جز تو خدایى نیست . به داناییت بر نهان و به تواناییت بر همه خلقت سوگند،
تا آنگاه که زندگى را برایم بهتر مى دانى، مرا زنده نگاه دار و آنگاه که
مرگ را برایم بهتر مى دانى، مرا بمیران . خدایا ، همانا من بیم از تو را در
نهان و آشکار ، سخن حق را در خشم و خشنودى و میانه روى را در تنگدستى و
توانگرى، از تو مى خواهم. نعمتى تمام ناشدنى و روشنى چشمى ناگسستنى را از
تو مى خواهم . خشنودى به حکم تو، مرگى مبارک پس از زندگى و زندگانى آرام پس
از مرگ، لذت نگاه به تو و شوق دیدارت و ملاقات تو بى رنجى گزنده و فتنه
اى گمراه کننده را، از تو مى خواهم. خدایا ، ما را به زینت ایمان، مزیّن
کن و راهنما و رهیافته قرار ده. خدایا ، ما را در میان آنان که ره نمودى،
ره بنما . خدایا ، همانا من اراده قوى بر یافتن راه راست و و پایدارى در
کار و استوارى در راه حق را از تو مى خواهم. سپاسگزارى نعمتت را، سلامتى
کامل و اداى حقت را مى خواهم. اى پروردگار من ، دلى پیراسته و زبانى
راستگو از تو مى خواهم. از آنچه که مى دانى آمرزش مى طلبم و نیکوترین آنچه
که مى دانى از تو مى خواهم و از بدى آنچه مى دانى به تو پناه مى برم ، که
تو مى دانى و ما نمى دانیم و تو به نهانها بسیار دانایى[1].
2 ـ ابو ایّوب انصارى:
در
پشت سر پیامبرتان صلّى الله علیه و آله نماز نگزاردم ، جز اینکه هرگاه
نمازش را به پایان مى برد ، مى شنیدم که مى گوید: خدایا همه خطاها و
گناهانم را بیامرز، خدایا نعمتت را بر من ارزانى دار، مرا زنده بدار و
روزیم ده و به کارها و خویهاى شایسته رهنمونم کن که جز تو به شایسته هاى آن
دو (کارها و خویها) ره نمى نماید و جز تو از زشتهاى آن دو ، باز نمى
دارد.
3 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله ـ به علىّ علیه السّلام ـ :
هرگاه
خواستى هر چه را مى شنوى و مى خوانى به یاد بسپارى، این دعا را در پى هر
نماز بخوان : پاک و منزّه است آن که به مردمان مملکتش تجاوز نمى کند. پاک و
منزه است آن که ساکنان زمین را کیفرهاى گونه گون نمى دهد، پاک و منزه است
آن مهربان و بخششگر. خدایا ، در دل من نور و بینش و فهم و دانایى قرار
ده، که تو بر هر کار توانایى.
4 ـ اصبغ از امام علىّ علیه السّلام :
هر
کس دوست دارد از دنیا برود در حالى که از گناهانش پاک شده آنگونه که زر
ناب از تیرگیها پاک مى گردد و هیچکس چیزى به ستم برده را از او مطالبه
نکند، در پى هر یک از نمازهاى پنجگانه، تبار نامه خداوند ، قل هو الله احد ،
را دوازده مرتبه بخواند . سپس دستانش را بگشاید و بگوید: خدایا به نام
پنهان ، پوشیده، پاک، پاکیزه و خجسته ات از تو مى خواهم . به نام بزرگ و
چیرگى همیشگیت از تو مى خواهم . اى بخشنده عطاها، اى آزاد کننده اسیران، اى
رهایى دهنده مردم از آتش، بر محمّد و خاندان او درود فرست ، از آتش
رهاییم ده، آسوده از دنیا ببر و به سلامت وارد بهشت گردان . آغاز دعایم را
رستگارى، میان آن را کامیابى و پایان آن را نیکویى قرار ده ، که تنها تو
به نهانها بسیار دانایى. سپس فرمود: این از امور نهانى است که پیامبر خدا
صلّى الله علیه و آله به من آموخت و فرمان داد آن را به حسن و حسین نیز
بیاموزم.
5 ـ امام صادق علیه السّلام :
پیامبر
خدا صلّى الله علیه و آله روزى به اصحابش فرمود: آیا اگر هر چه لباس وظرف
دارید گردآورید وروى هم بنهید، فکر مى کنید به آسمان برسد؟ گفتند: نه اى
پیامبر خدا، فرمود: آیا شما را به چیزى راهنمایى نکنم که ریشه اش در زمین و
شاخه اش در آسمان باشد؟ گفتند: چرا، اى پیامبر خدا. فرمود: هر یک از شما
که از نماز واجبش فارغ شد ، سى بار بگوید: «و خدا پاک و منزّه است، سپاس
براى خداست و جز خداوند، هیچ خدایى نیست و خدا بزرگتر است». همانا ریشه این
ها در زمین و شاخه آن ها در آسمان است. آن ها خرابى، آتش، غرق شدن، در
چاه افتادن، خوراک درنده شدن، مرگ بد و بلاى آسمانى را که در آن روز بر
بنده فرود مى آید ، دفع مى کنند و آن ها ماندگارند.
نماز، خودبینی و کبر را در هم میشکند نماز،
سدی در برابر گناهان آینده است، چرا که روح ایمان را در انسان تقویت
میکند، و نهال تقوی را در دل پرورش میدهد، و میدانیم که ایمان و تقوی،
نیرومندترین سد در برابر گناه است، و این همان چیزی است که به عنوان نهی از
فحشاء و منکر بیان شده است، و همان است که در احادیث متعددی میخوانیم:
افراد گناهکاری بودند که شرح حال آنها را برای پیشوایان اسلام بیان کردند و
فرمودند: غم مخورید، نماز، آنها را اصلاح میکند و کرد. نماز، غفلتزدا است نماز،
غفلتزدا است، بزرگترین مصیبت برای رهروان راه حق، آن است که هدف آفرینش
خود را فراموش کنند و غرق در زندگی مادی و لذائذ زودگذر گردند؛ اما نماز به
حکم اینکه در فواصل مختلف، و در هر شبانه روز، پنج بار انجام میشود،
مرتباً به انسان اخطار میکند، هشدار میدهد، هدف آفرینش او را خاطر نشان
میسازد، موقعیت او را در جهان به او گوشزد میکند و این نعمت بزرگی است که
انسان وسیلهای در اختیار داشته باشد که در هر شبانهروز، چند مرتبه قویاً
به او بیدار باش گوید.
نماز، خودبینی و کبر را در هم میشکند
نماز، خودبینی و کبر را در هم میشکند، چرا که انسان در هر شبانه روز، هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانی بر خاک در برابر خدا میگذارد، خود را ذره کوچکی در برابر عظمت او میبیند، بلکه صفری در برابر بینهایت. پردههای غرور و خودخواهی را کنار میزند و تکبر و برتریجویی را در هم میکوبد.
به همین دلیل حضرت علی (علیهالسلام) در حدیث معروفی که فلسفههای عبادات اسلامی در آن منعکس شده است، بعد از ایمان، نخستین عبادت را که نماز است، با همین هدف تبیین میکند و میفرماید: «فرض الله الایمان تطهیرا من الشرک و الصلوة تنزیها عن الکبر ...»: خداوند ایمان را برای پاکسازی انسانها از شرک واجب کرده است و نماز را برای پاکسازی از کبر.
·"اللهُ اَکبَر": "خداوند از هر کس و هر چند بزرگتر است".
·بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِیمِ: "بنام خداوند بخشنده مهربان".
·الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ: "ستایش، مخصوص پرودگار جهانیان است".
.الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ: "خدای بخشنده و مهربان".
.مَـالِکِ یَوْمِ الدِّینِ: "صاحب روز پاداش (قیامت)".
·إیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ: "تنها تو را می پرستیم و تنها از تو کمک می خواهیم".
·اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ: "ما را به راه راست هدایت فرما".
·صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ : "راه آنان که به آنها نعمت دادی".
·غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ: "نه راه کسانی که بر آنها خشم شده است".
·وَلاَ الضَّالِّینَ: "و نه راه گمراهان".
·قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ : "بگو اوست خدای یکتا".
·اللَّهُ الصَّمَدُ : "خدای بی نیاز".
·لمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ: "خدایی که نه فرزند کسی است و نه فرزندی دارد".
·وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ: "وهیچ کسی، همتای او نیست".
·سُبحانَ ربٌی العظیمِ وَبحمدهِ: "پروردگار بزرگ من پیراسته و منزه است و او را ستایش می کنم".
·سُبحانَ ربٌی الاعلی وَبحمدهِ: "پروردگار من از همه کس بالاتر و منزه است و او را می ستایم"
·اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ: "گواهی می دهم که جز آفریدگار، خدایی نیست و یکتا و بی همتاست و شریک ندارد".
·واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ ورَسُولُهُ: "وگواهی می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده خداوند است".
·اللهُمٌ صَلٌ علی محمٌَدٍ والِ مُحمٌد: "خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست".
·سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ: "خداوند از هر عیبی پاک و منزه است و حمد و سپاس مخصوص خداوند است و جز او پروردگاری نیست و خدا بزرگتر و برتر از هر چیز است".
·السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته: "سلام و رحمت و برکات پروردگار بر تو باد ای پیامبر".
·السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین: "سلام بر ما (نمازگزاران) و بر بندگان نیکوکار خداوند".
·السٌلامُ عَلیکُم ورحمة اللهِ وبرکاتُهُ: "سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما (مؤمنین) باد".
·ربنا اتنا فی الدنیا حسنة وفی الاخرة حسنة وقنا عذاب النار: "پروردگارا!: هم دنیا و هم در آخرت، به ما نیکی عنایت فرما و ما را از عذاب آتش جهنم نگه دار".
نماز شب باعث صحّت بدن و کفّاره
گناهان روز و برطرف کننده وحشت قبر است رُوى را سفید و بُوى را پاکیزه و
روزى را جَلْب مى نماید و آنکه مال و پسران زینت حیات دنیایند و هشت رکعت
نماز در آخر شب با نماز وتر زینت آخرت است...
در احادیث ارزشمندی از پیامبر اکرم (ص) و امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است:
رسول خدا(ص)فرمود: نماز شب،وسیله ای است برای خوشنودی خدا و دوستی ملائکه.
امام صادق(ع)فرمود: نمازشب،صورت را زیبا،خلق را نیکو و انسان را خوشبو می
گرداند، رزق را زیاد و قرض را ادا می کند، اندوه را برطرف می سازد و چشم را
جلا می دهد
امام صادق (ع ) فرمود: درخانه هایی که نماز شب، خوانده می شود و قرآن تلاوت
می گردد، آن خانه ها نزد آسمانیان همچون ستاره ها درخشانند.
در پاورپوینت ذیل به موارد زیر پرداخته شده است:
فضیلت نماز شب
کیفیت و آداب نماز شب
نماز والدین
دستور نماز غفیله
دعای توبه
![]() |
رسول خدا (ص) فرمود : چون روزیت کم شود و کارت به پراکندگی گراید،
حاجتت را به درگاه حق ببر و نماز استغفار را ترک مکن و نماز استغفار دو
رکعت است. در هر رکعت حمد و سوره قدر را بخوان و بعد از قرائت، 15 بار بگو
«استغفرالله» و بعد به رکوع که رفتی آن را ده بار بگو ومثل نماز جعفر ،
نماز را تمام کن که همه کارهایت ان شاء الله به اصلاح آید.[1]
نماز توبه
حضرت ختمی مرتبت (ص) روز یکشنبه دوم ذی القعده بیرون
تشریف آورده فرمودند: ایّها الناس! کدام یک از شما اراده توبه کرده است ؟
عرض کردند : همه ما می خواهیم توبه نماییم . فرمود : غسل کنید و وضو بگیرید
و چهار رکعت نماز و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه سوره توحید و
یک مرتبه معوذتین ( سوره های فلق و ناس ) بخوانید و بعد از نماز هفتاد
مرتبه استغفار و ختم به «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» بکنید و
بعد از آن بگویید: «یا عزیز یا غفار اغفر لی ذنوبی وذنوب جمیع المومنین و
المؤمنات فانه یغفر الذنوب الا انت».
و فرمود: نیست هیچ بنده ای از امت
من، که این عمل را انجام دهد، مگر اینکه منادی از آسمان ندا کند: ای بنده
خدا عملت را از سر بگیر که توبه تو مقبول است وگناه تو آمرزیده، و فرشته
دیگر صدا کند از زیر عرش، ای بنده مبارک باد بر تو و اهل تو و ذریه تو، و
دیگری صدا کند دشمنان تو از تو راضی خواهند شد در روز قیامت . ودیگری صدا
کند که ای بنده ما با ایمان می میری و دین از تو گرفته نخواهد شد و قبر تو
گشاده و منور خواهد شد. و دیگری صدا کند که ای بنده پدر و مادر تو از تو
خشنود خواهند شد، اگر چه غضبناک بوده باشند در وسعت روزی خواهی بود. حضرت
جبرئیل ـ علیه السّلام ـ ندا می کند: من وقت مرگت با ملک الموت می آیم و
مهربانی می کنم به تو. صدمه نمی زند به تو اثر مرگ و خارج می شود روح تو از
بدنت به آسانی.
عرض کردند : یا رسول الله ! اگر کسی این عمل را در غیر
ذی القعده بجا آورد ، چطور می شود ؟ فرمود: همان طور است که وصف کردم و
فرمودند : این کلمات را جبرئیل در معراج به من یاد داد.[2]
[1] . مکارم الاخلاق، ص 328.
[2] . رساله لقاء الله، میرزا ملکی تبریزی، ص 81.
![]() ![]() نویسنده : استاد مستفید ![]() ![]() | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1- پس از وضو گرفتن، به نماز می ایستیم اذان را به صورت زیر می خوانیم:
نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):
۱٫ الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن نماز، معراج مؤمن است.
کشف الاسرار، ج ۲، ص ۶۷۶
2. الصَّلاة نُورُ المُؤمِن
نماز نور مؤمن است.
نهج الفصاحه، ص ۳۹۶
3. عَلَمُ الایمَان الصَّلاةعلامت و نشانه ایمان نمازاست.
شهاب الاخبار، ص ۵۹
4. الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم نماز، پایه و ستون دین شماست.
میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۷۰
۵٫ عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة
نماز، پرچم اسلام است.
کنز العمال ، ج ۷، ص ۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷
6. اِنَّ الصَّلاة قُربانُ المُؤمِن همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست.
کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷
۷٫ موضِعِ الصَّلاة مِنَ الدِّین کَموضِعِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدجایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است.
کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲
۸٫ الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه
نماز کلید بهشت است.
نهج الفصاحه، حدیث ۱۵۸۸
9. قُرَّهُ عَینِی فِی الصَّلاة
روشنی چشم من در نماز است.
نهج الفصاحه، ص ،۲۸۳ حدیث۱۳۴۳
۱۰٫ مَن
حَافَظَ عَلَی الجَمَاعَه حِیثُمَا کَانَ مَرَّ عَلَی الصِّراطِ کَالبَرقِ
الخَاطِفِ اللّامِع فِی أوَّلِ زُمرهِ مَعَ السّابِقِین
کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.
نماز از بهترین انواع ورزش به شمار می رود، زیرا در طول حیات مؤمن و بانظامی بسیار دقیق، همراه است و در نتیجه فرد از بیماری های بسیاری مانند پوکی استخوان و خمیدگی ستون فقرات، دور می شود و ثابت شده است که مداومت بر نماز، شادابی را به بدن باز می گرداند و فعالیت های داخلی بدن را منظم می کند. خداوند متعال می فرماید:(فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّکَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ) [الحج: 78]
(پس نمازرا به پا دارید و زکات رابپردازید و بهخداوند تمسک جوئید. او سرپرست و یاورشماست. چه خوب یاور و چه نیکو یاری دهنده ای است!)
والذین
اتخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و تفریقا بین المؤ منین و ارصادا لمن
حارب الله و رسوله من قبل و لیحلفن ان اءردنا الا الحسنى و الله یشهد
انهم لکاذبون # لا تقم فیه اءبدا لمسجد اءسس على التقوى من اءول یوم
اءحق اءن تقوم فیه فیه رجال یحبون اءن یتطهروا و الله یحب المطهرین . (1)
منافقان کسانى هستند که مسجدى ساختند به قصد زیان رساندن بر پیامبر و مؤ
منان و تقویت کفر و ایجاد جدایى میان مؤ منان و کمین گاه براى کسانى
که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بودند. آنان سوگند یاد مى
کنند که نظرى جز نیکى نداشته ایم ، اما خداوند گواهى مى دهد که آنان
دروغ مى گویند، هرگز در آن به نماز نایستاد، آن مسجدى که از روز نخست
بر اساس تقوا بنا شده شایسته تر است که در آن به نماز قیام کنى ؛ در
این مسجد، مردانى هستند که دوست دارند پاک و منزه باشند و خداوند
پاکیزگان را دوست دارد.
این آیات در شاءن گروهى از منافقان است که با توطئه هاى ابو عامر مسیحى و براى تحقق بخشیدن به اهداف شوم و نقشه هاى شیطانى خود، به ساختن مسجدى در مدینه اقدام کردند که بعدا به نام مسجد ضرار معروف شد؛ ماجرا از این قرار است که به هنگام ظهور قدرتمند اسلام در مدینه ، ابو عامر به شدت ناراحت شد، وى براى مبارزه با اسلام با منافقان اوس و خزرج همکارى صمیمانه اى آغاز کرد. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله هنگامى که از نقشه ها و اهداف وى آگاه شد، در صدد تعقیب وى بر آمد، ابو عامر از مدینه گریخت و به مکه آمد و از آنجا به طائف و سرانجام به شام رفت و در آنجا رهبرى منافقان مدینه را بر عهده گرفت ؛ او در نامه اى به منافقان مدینه نوشت که لشکرى از سپاهیان رم به کمکشان خواهد آمد تا محمد صلى الله علیه و آله و یارانش را از مدینه خارج سازند.
همچنین از آنان خواست براى خود مسجدى نزدیک مسجد قبا بسازند و در موقع نماز، آنجا گرد آیند و زیر نقاب مسجد، برنامه هاى خود را عملى کنند.
هنگامى
که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله عازم غزوه تبوک بود، گروهى از
این منافقان به نزد آن حضرت آمدند و به بهانه اینکه افراد ناتوان و
بیمار و پیرمردان از کار افتاده نمى توانند در شب هاى بارانى و سرد
زمستانى به مسجد قبا بیایند، از پیامبر صلى الله علیه و آله خواستند
تا اجازه دهد که مسجدى در میان قبیله خود (بنى سالم ) بسازند؛ پیامبر
صلى الله علیه و آله فرمود:
اکنون آماده نبردم و اگر به خواست خداوند متعال بازگشتم ، پیش شما خواهم آمد و با شما در آن نماز خواهم گذارد.
منافقان در غیاب پیامبر صلى الله علیه و آله ساختمان مسجد را به پایان رساندند، پس از جنگ تبوک ، نزد حضرت صلى الله علیه و آله آمدند و گفتند: دوست داریم که پیش ما بیایند و با ما در آن مسجد نماز گذارید؛ حضرت فرمود: لباس مرا بیاورید تا بپوشم و با آنان بروم .
در این هنگام آیات فوق نازل شد و پرده از نقشه پلید آنان برداشت ؛ بى درنگ پیامبر صلى الله علیه و آله گروهى از اصحاب را خواندند و به آنان دستور دادند که مسجد را آتش بزنند و بقایاى آن را ویران کنند و به جاى آن براى مدتى محل زباله شد. (2)
همان گونه که از این آیات بر مى آید، بنیانگذاران این مسجد در زیر نقاب این نام مقدس ، اهداف شومى را دنبال مى کردند. بر این اساس ، خداوند به پیامبرش دستور مى دهد که در چنین مسجدى که براى زیان رساندن به مسلمانان و گستردن کفر و الحاد در جامعه اسلامى بنا شده است هرگز قیام به عبادت نکند و به جاى آن شایسته است پیامبر صلى الله علیه و آله در مسجدى به نماز ایستد که اساس تقوا و هدفى الهى بنیاد شده است . به اعتقاد مفسران و تاءیید روایات معصومان علیهم السلام ، مراد از این مسجد، همان مسجد قبا است که در مقایسه با مسجد ضرار آمده است .(3)
هر چند بنابر روایات که از رسول اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است (4)
، این احتمال نیز وجود دارد که مراد، مسجد رسول اکرم صلى الله علیه و
آله باشد؛ اما با توجه به تعبیر اول یوم در این آیه شریفه و با توجه
به اینکه مسجد قبا نخستین مسجدى بود که پس از هجرت نبوى ساخته شد،
احتمال اول ، مناسبتر به نظر مى رسد. سپس قرآن به ویژگى دیگر این
مسجد اشاره کرد، فرموده است :
(فیه رجال یحبون ان یتطهروا...).
در اینکه مراد از طهارت در این آیه ، پاکیزگى صورى و اجتناب از پلیدى هاى ظاهرى است یا پاک شدن از گناهان و طهارت معنوى ، در میان مفسران اختلاف است . (5) پاره اى از روایات طهارت ظاهرى را تاءیید مى کند (6) . البته این روایات دلیل بر منحصر بودن مفهوم آیه به این مصداق نیست ، یعنى ممکن است منظور از طهارت در اینجا هر گونه پاکیزگى از صورى و معنوى باشد.
در هر صورت ، از این بحث چنین بر مى آید: مسجد که کانون ایمان و تقوا و محیط پاکى و قداست و مرکز تبلور عبودیت و نیایش در برابر پروردگار جهان است ، بایسته است که شالوده و اساس آن بر تقوا و پاکى بنا شده باشد و پاسداران و دست اندرکاران آن افرادى مؤ من ، پرهیزکار و مصمم باشند و هر گاه بنایى براى اغراض ناپاک با نام مقدس مسجد به وجود آید، باید در هدم و از بین بردن آن کوشید، چنانکه رسول خدا صلى الله علیه و آله دستور ویران کردن و به آتش کشیدن مسجد ضرار را صادر فرمودند.
برگرفته از: کتاب جایگاه مساجد در فرهنگ اسلامى
پی نوشت
1-سوره توبه / 107 - 108.
2-واحدى نیشابورى ، على : اسباب النزول ، ترجمه محمد جعفر اسلامى ، انتشارات بنیاد علوم اسلامى ، تهران ، صص 175 و 176.
3-المیزان ، ج 9، ص 622.
4-تفسیر الضوح رازى ، ج 5، ص 253.
5-مجمع البیان ، ج 5، ص 73.
6-المیزان ، ج 9، ص 622..