والذین
اتخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و تفریقا بین المؤ منین و ارصادا لمن
حارب الله و رسوله من قبل و لیحلفن ان اءردنا الا الحسنى و الله یشهد
انهم لکاذبون # لا تقم فیه اءبدا لمسجد اءسس على التقوى من اءول یوم
اءحق اءن تقوم فیه فیه رجال یحبون اءن یتطهروا و الله یحب المطهرین . (1)
منافقان کسانى هستند که مسجدى ساختند به قصد زیان رساندن بر پیامبر و مؤ
منان و تقویت کفر و ایجاد جدایى میان مؤ منان و کمین گاه براى کسانى
که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بودند. آنان سوگند یاد مى
کنند که نظرى جز نیکى نداشته ایم ، اما خداوند گواهى مى دهد که آنان
دروغ مى گویند، هرگز در آن به نماز نایستاد، آن مسجدى که از روز نخست
بر اساس تقوا بنا شده شایسته تر است که در آن به نماز قیام کنى ؛ در
این مسجد، مردانى هستند که دوست دارند پاک و منزه باشند و خداوند
پاکیزگان را دوست دارد.
این آیات در شاءن گروهى از منافقان است که با توطئه هاى ابو عامر مسیحى و براى تحقق بخشیدن به اهداف شوم و نقشه هاى شیطانى خود، به ساختن مسجدى در مدینه اقدام کردند که بعدا به نام مسجد ضرار معروف شد؛ ماجرا از این قرار است که به هنگام ظهور قدرتمند اسلام در مدینه ، ابو عامر به شدت ناراحت شد، وى براى مبارزه با اسلام با منافقان اوس و خزرج همکارى صمیمانه اى آغاز کرد. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله هنگامى که از نقشه ها و اهداف وى آگاه شد، در صدد تعقیب وى بر آمد، ابو عامر از مدینه گریخت و به مکه آمد و از آنجا به طائف و سرانجام به شام رفت و در آنجا رهبرى منافقان مدینه را بر عهده گرفت ؛ او در نامه اى به منافقان مدینه نوشت که لشکرى از سپاهیان رم به کمکشان خواهد آمد تا محمد صلى الله علیه و آله و یارانش را از مدینه خارج سازند.
همچنین از آنان خواست براى خود مسجدى نزدیک مسجد قبا بسازند و در موقع نماز، آنجا گرد آیند و زیر نقاب مسجد، برنامه هاى خود را عملى کنند.
هنگامى
که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله عازم غزوه تبوک بود، گروهى از
این منافقان به نزد آن حضرت آمدند و به بهانه اینکه افراد ناتوان و
بیمار و پیرمردان از کار افتاده نمى توانند در شب هاى بارانى و سرد
زمستانى به مسجد قبا بیایند، از پیامبر صلى الله علیه و آله خواستند
تا اجازه دهد که مسجدى در میان قبیله خود (بنى سالم ) بسازند؛ پیامبر
صلى الله علیه و آله فرمود:
اکنون آماده نبردم و اگر به خواست خداوند متعال بازگشتم ، پیش شما خواهم آمد و با شما در آن نماز خواهم گذارد.
منافقان در غیاب پیامبر صلى الله علیه و آله ساختمان مسجد را به پایان رساندند، پس از جنگ تبوک ، نزد حضرت صلى الله علیه و آله آمدند و گفتند: دوست داریم که پیش ما بیایند و با ما در آن مسجد نماز گذارید؛ حضرت فرمود: لباس مرا بیاورید تا بپوشم و با آنان بروم .
در این هنگام آیات فوق نازل شد و پرده از نقشه پلید آنان برداشت ؛ بى درنگ پیامبر صلى الله علیه و آله گروهى از اصحاب را خواندند و به آنان دستور دادند که مسجد را آتش بزنند و بقایاى آن را ویران کنند و به جاى آن براى مدتى محل زباله شد. (2)
همان گونه که از این آیات بر مى آید، بنیانگذاران این مسجد در زیر نقاب این نام مقدس ، اهداف شومى را دنبال مى کردند. بر این اساس ، خداوند به پیامبرش دستور مى دهد که در چنین مسجدى که براى زیان رساندن به مسلمانان و گستردن کفر و الحاد در جامعه اسلامى بنا شده است هرگز قیام به عبادت نکند و به جاى آن شایسته است پیامبر صلى الله علیه و آله در مسجدى به نماز ایستد که اساس تقوا و هدفى الهى بنیاد شده است . به اعتقاد مفسران و تاءیید روایات معصومان علیهم السلام ، مراد از این مسجد، همان مسجد قبا است که در مقایسه با مسجد ضرار آمده است .(3)
هر چند بنابر روایات که از رسول اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است (4)
، این احتمال نیز وجود دارد که مراد، مسجد رسول اکرم صلى الله علیه و
آله باشد؛ اما با توجه به تعبیر اول یوم در این آیه شریفه و با توجه
به اینکه مسجد قبا نخستین مسجدى بود که پس از هجرت نبوى ساخته شد،
احتمال اول ، مناسبتر به نظر مى رسد. سپس قرآن به ویژگى دیگر این
مسجد اشاره کرد، فرموده است :
(فیه رجال یحبون ان یتطهروا...).
در اینکه مراد از طهارت در این آیه ، پاکیزگى صورى و اجتناب از پلیدى هاى ظاهرى است یا پاک شدن از گناهان و طهارت معنوى ، در میان مفسران اختلاف است . (5) پاره اى از روایات طهارت ظاهرى را تاءیید مى کند (6) . البته این روایات دلیل بر منحصر بودن مفهوم آیه به این مصداق نیست ، یعنى ممکن است منظور از طهارت در اینجا هر گونه پاکیزگى از صورى و معنوى باشد.
در هر صورت ، از این بحث چنین بر مى آید: مسجد که کانون ایمان و تقوا و محیط پاکى و قداست و مرکز تبلور عبودیت و نیایش در برابر پروردگار جهان است ، بایسته است که شالوده و اساس آن بر تقوا و پاکى بنا شده باشد و پاسداران و دست اندرکاران آن افرادى مؤ من ، پرهیزکار و مصمم باشند و هر گاه بنایى براى اغراض ناپاک با نام مقدس مسجد به وجود آید، باید در هدم و از بین بردن آن کوشید، چنانکه رسول خدا صلى الله علیه و آله دستور ویران کردن و به آتش کشیدن مسجد ضرار را صادر فرمودند.
برگرفته از: کتاب جایگاه مساجد در فرهنگ اسلامى
پی نوشت
1-سوره توبه / 107 - 108.
2-واحدى نیشابورى ، على : اسباب النزول ، ترجمه محمد جعفر اسلامى ، انتشارات بنیاد علوم اسلامى ، تهران ، صص 175 و 176.
3-المیزان ، ج 9، ص 622.
4-تفسیر الضوح رازى ، ج 5، ص 253.
5-مجمع البیان ، ج 5، ص 73.
6-المیزان ، ج 9، ص 622..
پرورش و تکامل فضائل
نماز
وسیله پرورش فضائل اخلاق و تکامل معنوی انسان است، چرا که انسان را از
جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون میبرد و به ملکوت آسمانها
دعوت میکند. با فرشتگان هم صدا و همراز میسازد و خود را بدون نیاز به
هیچ واسطه، در برابر خدا می بیند و با او به گفت و گو میپردازد.
تکرار
این عمل در شبانه روز، آن هم با تکیه بر صفات، رحمانیت، رحیمیت و عظمت خدا
و با کمک گرفتن از سورههای مختلف قرآن، اثر قابل ملاحظهای در پرورش
فضائل اخلاقی انسان دارد. بدین جهت، امیرمؤمنان علی(ع) درباره فلسفه نماز
فرمودند: "الصلاةٌ قُربانُ کُلِّ تَقِیٍّ": نماز وسیلهی تقرّب هر پرهیزکاری به خدا است.[8]
دعوت به پاکی
سراسر
نماز دعوت به پاکسازی زندگی است؛ زیرا مکان نماز گزار، لباس نمازگزار،
فرشی که بر آن نماز میخواند، آبی که با آن وضو میگیرد یا غسل میکند
و...، باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد. با توجه به
این شرایط، کسی که آلوده به ظلم، ربا، غصب، کم فروشی، رشوه خواری و کسب از
راه حرام باشد، چگونه میتواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابر این
تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز، خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران
و پاک کردن زندگی از هر آنچه ناپسند خدای متعال است.
تمرین نظم
نماز روح انضباط را در انسان تقویت میکند؛ چرا که باید در اوقات معینی انجام گیرد که تأخیر و تقدیم آن، موجب بطلان نماز است
شرط قبولی عبادات
نماز
به سایر اعمال انسان ارزش و روح میدهد و باعث میشود بذر سایر اعمال نیک
در جان انسان پرورش یابد. امیرمؤمنان علی(ع) در وصایای خود در لحظههای
آخر عمرشان فرمود: "اَللَّهَ اَللَّهَ فِی اَلصَّلاَةِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُم": خدا را خدا را درباره نماز در نظر داشته باشید، چرا که نماز ستون دین شما است.[9]
میدانیم
هنگامی که عمود خیمه درهم بشکند یا سقوط کند، هر قدر طنابها و میخهای
اطراف محکم باشد، اثری در پایداری خیمه ندارد. همچنین هنگامی که ارتباط
بندگان با خدا از طریق نماز از میان برود، سایر اعمال، اثر خود را از دست
خواهد داد. از امام صادق(ع) نقل شده است:
" أَوَّلُ
مَا یُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سَائِرُ
عَمَلِهِ وَ إِذَا رُدَّتْ رُدَّ عَلَیْهِ سَائِرُ عَمَلِهِ":
نخستین چیزی که در قیامت از بندگان حساب میشود نماز است، اگر مقبول
افتاد سائر اعمالشان قبول میشود و اگر مردود شد، سائر اعمال نیز مردود
میشود.[10]
شاید دلیل این سخن
آن باشد که نماز، رمز ارتباط خلق و خالق است که اگر به طور صحیح انجام
گردد، قصد قربت و اخلاص که وسیله قبولی سائر اعمال است، در او زنده
میشود، و گرنه بقیه اعمال او آلوده و از درجه اعتبار ساقط میشود.
دو نکته
نکته اول
باید
توجه داشت که نماز علاوه بر شرائط قبول، شرائط کمال نیز دارد که رعایت
آنها، عاملی مؤثر برای ترک بسیاری از گناهان است. در کتب فقهی و منابع
حدیثی، امور زیادی مانع قبولی نماز ذکر شده است. از جمله این موانع، مسأله
شرب خمر است که در روایات آمده است: "لا تقبل صلاه شارب الخمر اربعین یوماً الا ان یتوب": نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد، مگر این که توبه کند.[11]
از
دیگر موانع کمال نماز، ظلم و ستم حاکمان است. در روایات متعددی
میخوانیم: "از جمله کسانی که نماز آنها قبول نخواهد شد، نماز پیشوای
ستمگر است".[12] همچنین، بی اعتنایی
و نپرداختن واجبات مالی از قبیل خمس و زکات، خوردن غذای حرام، عجب و
خودبینی و... از دیگر موانع قبول نماز است که در روایات بدانها اشاره شده
است. پیداست که فراهم کردن این شرائط قبولی، کمال نماز را تا چه حد ارتقا
خواهد بخشید.
نکته دوم
نکته دوم اینکه، همه
اینها فوائدی است که برای نماز فرادا، با قطع نظر از مسأله جماعت وجود
دارد و اگر ویژگی جماعت را بر آن بیفزائیم، برکات بیشمار دیگری بر آن
افزوه خواهد شد که بیان و تفصیل آن در این کوتاه نوشته نمیگنجد.
گفتار
خود را در فلسفه و اسرار نماز به حدیث جامعی از امام علی بن موسی
الرضا(ع) متبرک میکنیم؛ آن حضرت در پاسخِ نامهای که از فلسفه نماز در آن
سؤال شده بود، چنین فرمود: "علت تشریع نماز، توجه و اقرار به ربوبیت
پروردگار است و مبارزه با شرک و بتپرستی و قیام در پیشگاه پروردگار در
نهایت خضوع و تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی و نهادن
پیشانی بر زمین، همه روزه، برای تعظیم پروردگار".[13]
پی نوشت ها
[1] طه/14
[2] بحارالانوارجلد 82 صفحه 200
[3] وسائل الشیعه جلد 3, ص7, ( باب 2 از ابواب اعداد الفرائض، حدیث 3).
[4]بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج79 ؛ ص199
[5] نهج البلاغه, کلمات قصار 252
[6] نهج البلاغه, کلمات قصار, جمله 136
[7] نهج البلاغه, نامهها ( وصیت ) 47
[8] من لا یحضره الفقیه ؛ ج1، ص209
[9] بحار، ج 84، ص 317 و 320
[10] بحار، ج84، ص 318
[11] معارج/ آیات 19 تا 24
[12] وسائل الشیعه، ج3، ص4
[13] . وسایل الشیعه، ج4، ص8 و 9.
نماز ذکر خداست وکسیکه از ذکر خداوند اعراضکند زندگی نکبتباری دارد: «مَناعرض عنذکری فانّله معیشة ضنکا» (53)
ممکن است بگوئید بسیاری اهل نماز نیستند ولی زندگی خوبی دارند، ولی باید به درون آنها سری زد تا ببینیم آیا صفا وآرامش لازم را دارند یا نه؟ در مشکلاتی که برای آنها پیش میآید چقدر دستپاچه میشوند و خودشان را میبازند؟ باقی انسانها را با چه دیدی مینگرند؟ تقوی و عدالت چه جایگاهی نزدشان دارد؟ روحشان به چه چیز وابسته است؟ به آینده خود چقدر اطمینان دارند؟ اضطراب وهیجانهای روانی، تزلزل خانوادگی، ضعف اعصاب، بدگمانی، احساس غربت و تنهایی از درون، فساد و فحشا، آمار جنایت، فرار فرزندان از خانه، بالا بودن آمار طلاق، خودباختگی، ترس و... در جامعه بی نماز بیشتر است یا با نماز؟طه، 124
![]() مسجد با تقویت دین داری و با توجه به فضای معنوی حاکم بر آن، نمازگزاران را به شیوه اسلامی تربیت می کند و در نتیجه آنان می توانند با پرداخت خمس و زکات در خلق حماسه اقتصادی نقش داشته باشند. |
| |
![]() قائم مقام ستاد اقامه نماز کشور با تأکید بر اینکه مباحث مربوط به نماز در جامعه نهادینه و تبیین شود، گفت: خانواده مهمترین مکان و عامل برای نمازخوان کردن فرزندان است. |
![]() به گزارش روابط عمومی ستاد اقامه نماز به نقل از دبیرخانه دائمی اجلاس های سراسری نماز؛ این جلسه صبح امروز"سه شنبه مورخ 3/2/1392" با حضور رئیس ستاد اقامه نماز کشور و مسئولین دستگاه های مرتبط با اجلاس بیست و دوم برگزار گردید "نماز وسبک زندگی " به عنوان موضوع اجلاس سال جاری تعیین گردید. |
" نماز و سبک زندگی " موضوع بیست و دومین اجلاس سراسری نماز | 1392-2-3 |
![]() دبیر بیست و دومین اجلاس سراسری نماز مطرح کرد: "نماز و سبک زندگی" عنوان بیست و دومین اجلاس سراسری خبرگزاری رسا ـ دبیر بیست و دومین اجلاس سراسری نماز گفت: موضوع محوری این اجلاس به لحاظ اهمیتی که نماز در سبک زندگی اسلامی دارد و با توجه به این که موضوع سلامتی اقتصادی جامعه یکی از زیر مجموعه های سبک زندگی است، از نماز و اقتصاد به نماز و سبک اسلامی تغییر پیدا کرد. |
رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء
پروردگارا ! من و فرزندانم را از اقامه کنندگان نماز قرار ده و دعای مرا قبول فرما.
سوره مبارکه ابراهیم ـ آیه شریفه ۴۰
عبارت مشهور"العلم فی الصغر، کالنقش فی الحجر"(دانش در کودکی، مانند نقش پایدار در سنگ است)، امروزه با پیشرفت دانش پزشکی و روان پزشکی و به خصوص با پیدایش روان کاوی توجیه کامل علمی پیدا کرده است.
روان شناسی مدرن، با تداعی از مکتب روان کاوی فروید و نظریات "ژان پیاژه"، "جان باولف" و بسیاری از دانشمندان دیگر، به ما می گوید که مهم ترین دوران زندگی بشر که به وجود آورنده شخصیت نهایی او خواهد بود، دوران کودکی است. بر این اساس هر قدمی که در جهت ایجاد سلامت روانی اطفال برداشته شود، به نوبه خود سبب ایجاد جامعه ای سالم و موفق خواهد شد.
اما بزرگ ترین موهبتی که ممکن است در جهت ایجاد سلامت روانی نصیب یک طفل نورسیده گردد، پای گذاشتن او در خانواده ای مؤمن و نمازگزار است.
تعالیم آیین حیات بخش اسلام که حتی کوچک ترین مسائل بشری را بدون پاسخ نگذاشته است، از همان بدو تولد نوزاد برای او برنامه ها و روش های متعددی دارد که عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت همیشگی انسان است.
از جمله در بعد سلامت روانی، آیین اسلام به والدین و به خصوص پدر، مؤکداً حکم کرده است که مثلاً نام نیک بر بچه بگذارند(۱) و امروز علمای روان شناسی متفقاً به این نتیجه رسیده اند که چگونه نام یک کودک در شکل گیری شخصیت او تأثیر گذار است و چگونه یک نام بد ممکن است،موجبات تحقیر کودک(مثلاً تمسخر او توسط همسالان) و در نتیجه تزلزل شخصیتش گردد و یا هنگامی که روان کاوی در قرن بیستم، حکایت از حضور تظاهرات نهفته اما مقتدر جنسی در وجود اطفال می کند ، آنگاه مفهوم عمیق آن بخش عظیم از احادیث و روایات معصومین(ع) که مثلاً بوسیدن دختران توسط مرد نامحرم را بعد از ۵ ، ۶ سالگی منع کرده اند.(۲)
مسئولیت انسان نسبت به نماز خانواده اش
خیلی دلم می خواهد ما به اهمیت نماز که عمودالدین است پی برده باشیم. هیچ می دانید که ما مسؤول نماز خواندن خاندان خودمان، یعنی زن و فرزند خودمان هستیم یا نه؟ هر فردی ازماهم مسئول نماز خودش است و هم مسؤول نماز اهلش یعنی زن وبچه اش.
خطاب به پیامبر اکرم است: «و امر اهلک بالصلوه و اصطبر علیها» (طه/۱۳۲)، ای پیامبر! خاندان خودت را به نماز امر کن و خودت هم بر نماز صابر باش. این اختصاص به پیامبر ندارد، همه ما به این امر موظف هستیم.
مقدمه
انسان در جستجوی نامتناهی است و این میل نشانه بارزی است از یک وجود نامتناهی. انسان در هر امری سراغ نامتناهی می رود و نامتناهی حقیقی خداست. وقتی انسان سجاده ای می افکند و به نماز می ایستد در حقیقت در مقابل آن نامتناهی سجده می کند، در برابر حیات نامتناهی، زیبای نامتناهی، علم نامتناهی و قدرت نامتناهی که در این دنیا پیدا نمی کند.
سرگشتگی همه در دنیا به علت آن است که نیازهای نامتناهی را سراغ امر متناهی برده اند و آن "معیشت ضنک"(1) که قرآن می فرماید تجلی همین سرگشتگی است. همان سردرگمی انسان غربی که با همه ترقیات و کشف ستاره ها و ماه و سفر به فضا باز به آن مبتلاست. این همه بیماری ها و گرفتاری ها نیز برای این است که ازاین نامتناهی حقیقی غافلند و آ ن میل نامتناهی را متوجه امر محدود کرده اند.
نماز پرواز گاه روح، جویبار تطهیرکننده قلب، روشنایی چشم عارفان، تکیه گاه مطمئن سالکان و رهپویان و پشتوانه آرامش و تسکین روان انسان است.
فرصت نمازگزاردن، بهشتی است که انسان برای اعتلاو انبساط درون خویش می آفریند. آسمانی است که پذیرای بال های پرواز می باشد و کشتی نجاتی است که از موج خیز حادثه ها به ساحل فلاح و سلامت می رساند. گسترش فرهنگ نماز، تضمین مصونیت، تعالی و بندگی و همدلی و یگانگی جامعه است.(2)
اگر در محیط خانواده، فرهنگ نماز گسترش و ژرفا یابد، اگر ترنم نماز فضای خانواده را معطر و متبرک سازد، اگر کودکان و فرزندان، پدر و مادر را مقید و معتقد به نماز بیابند، بی هیچ تردید آنان نیز الگوی خویش را از خانواده خواهند گرفت و انس و الفت با نماز خواهند یافت که ره آورد آن پرهیز از منکر و فحشا و گریز از آلودگی و همسایگی با پاکی و تهذیب و صفا و صداقت خواهد بود.(3)
ادامه مطلب ...
نماز از ارکان متعالی و از رشته های مستحکم ارتباطی میان صانع و صنع در دین مبین اسلام است. ارتباط اهل راز با خداوند، از خود دور شدن و به خداوند نزدیک شدن، همه و همه با انجام مراسم ویژه ای به نام نماز امکان پذیر است. اگر انسان بداند نماز چیست؟ آثار و نقش آن در زندگی بشری چگونه است؟ تفاوت انسان نماز گزار با انسان کاهل یا تارک نماز چیست؟ و نیز بداند که انسان می تواند هویت اصلی خویش را در ارتباط با معبود منسجم و آن را دریافت کند. غفلت از نماز را یک خسران مادی و معنوی می داند.
آری، نمازگزار خود را در دنیا بدون تکلیف و سرگردان نمی داند و با اندیشه در اهداف زندگی، مشغول برنامه ریزی برای آینده می شود. اعتقاد به خداوند را به عنوان حلال مشکلات برای رسیدن به آرامش در بحران می داند آن را تجربه و درک می کند. از سوی دیگر بی توجهی به نماز از سوی محیط و نیز خود فرد، روح طغیان گر و عصیان گر را تقویت می کند و سهل انگاری در دیگر امور را نیز خوب می داند. پیامبر اکرم(ص) می فرمودند: «کودکان خود را از کودکی به نماز وادار کنید.» و امام صادق(ع) نیز می فرمودند: «پیش از این که محوری گمراه کننده بر فرزندان غلبه کند آنها را با جریان های دینی آشنا کنید.» و هم آن که ایشان فرموده اند: «از سنین میان ۶ تا ۷سالگی، کودک را به نماز وادار کنید و در ترک آن، او را مؤاخذه کنید.»
این دستورات، اهمیت دوره نوجوانی و کودکی را در شکل گیری های مذهبی و اجتماعی یادآوری می کند. میان زندگی اجتماعی و سیاسی انسان و زندگی معنوی و فردی او تعاملی عجیب وجود دارد. به طوری که بی نمازی یک نوجوان یا جوان می تواند در دزدی، رشوه خواری و نیز اعمال ناهنجار اجتماعی مؤثر باشد و انجام این رذایل نیز بر حیات نماز و روحانیت آن، تأثیر متقابل دارد.
اسلام بیش از ۱۴قرن پیش، پرچم هدایت بشریت را به دست گرفته، آنها را که خواستار سعادت هستند به زیر لوای خود فرامی خواند. اکنون که در کشور ما نوای اسلام سر داده می شود و به برکت این آئین مقدس، قدم در راه رقابت های جهانی می گذاریم، چرا برخی از افراد به ویژه جوانان به رفتارهای دینی از جمله نماز، کم رغبتی نشان می دهند! چه علتی موجب نفوذ بی رغبتی واجباتی نظیر نماز در دل جوانان و نوجوانان می شود!
اولیای الهی که خوب نماز می خوانند نه می ترسند و نه محزون می شوند. «الا انّ اولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» و آدمی که نه می ترسد و نه محزون است، از آرایش روانی برخوردار است.
در محیط خانواده ای که اعضای آن نماز را بر پا می دارند و همگی از اعتماد به نفس خوبی برخوردارند، فضای آرامی حاکم است و اعتماد به نفس یکدیگر را تقویت می نمایند. آنان همچون ظروف مرتبطی هستند که به هنگام برداشتن آب از یکی از آن ظرف ها، ظرف های دیگر جای خالی آن را پر می کنند، با این تفاوت که در اینجا، اعتماد به نفس خود آنان کاهش نمی یابد. در حالی که وقتی ظرف های مرتبط، جای خالی شده آب ظرفی را پر می کنند، از میزان کمتری از آب برخوردار می شوند.
مطالعه تاریخ زندگی بشر نشان می دهد هر زمان و هر جا بشر وجود داشته، نیایش و پرستش هم وجود داشته اما شکل عبادت و معبود او متفاوت بوده است.
انسان در حال پرستش، از وجود محدود خویش پرواز می کند و با حقیقتی می پیوندد که در آن نقص و کاستی و فنا و محدودیتی وجود ندارد.
از طرف دیگر شاید بهترین راه برای شناسایی ارزش یک عمل، بیان کردن رابطه آن با عبادت باشد.
دعای خالص عبادت است و دعا، عبادت خالص است.
کلمه مخ را در کتب لغت خالص کل شی بیان کرده اند.
اصولا عبادت اگر ناخالص باشد عبادت نیست و عبادت و ناخالصی باهم سازگار نیستند.
چرا تا این حد برای دعا ارزش و اهمیت قائل شده اند و همه را تشویق و ترغیب به دعا کردن می کنند؟
خانواده مجموعه ای است متشکل از مرد و زن که وجود فرزندان آن را تکمیل می کند و در واقع زن و مرد در سایه نکاح به تأسیس آن می پردازند.
حیات فردی و اجتماعی کودک از خانواده آغاز می شود و شکل می گیرد و خانواده مرکز پذیرش، انس و تعلق است، مرکز تشکیل پندار و اخلاق و پیدایش فلسفه حیات و سازماندهی زندگی است و بالاخره نخستین مدرسه ، مکتب و محل درس آموزی های زندگی محسوب می شود.
| |
قال على - علیه السلام -علموا صبیانکم الصلاه وخدوهم بها اذا بلغوا ثمانى سنین
نماز را به فرزندان خویش تعلیم دهید، و چون به هشت سالگى رسیدند، آنان را وادار به خواندن این فریضه الهى نمایند. (وسائل الشیعه ، ج 3، ص 12).
ارتباط کودکان با نماز
عن معاویه بن وهب قال :ساءلت اباعبدالله - علیه السلام - فى کم یؤ خذ الصبى بالصلاه ؟ فقال : فیما بین سبع سنین و ست سنین
معاویه بن وهب گوید: از امام صادق (ع ) پرسیدم : کودک را باید از چه سنى وادار به خواندن نماز کرد؟ حضرت فرمودند: بین شش تا هفت سالگى . (وسائل الشیعه ج 3 ص 12).
بزرگترین موهبتی که ممکن است در جهت ایجاد سلامت روانی نصیب یک طفل نورسیده گردد ، پای گذاشتن او در خانواده ای مومن و نمازگزاراست .
شروع نماز در سنین کودکی ، سبب می شود که او این صفت حسنه را به صورت یک عادت معمول و سازنده در جسم و روان خود ، ملکه نماید و جزو برنامه های همیشگی زندگی خود ، قرار دهد و در نتیجه از همه فواید مترتب بر نماز ، در بعد سلامت روانی ( که به برخی از آنها در این مجموعه مقالات اشاره شده است ) در آینده برخوردار گردد.
تا روی دلت سوی خرابات نباشد
آگاهیت از سر مناجات نباشد
ای زاهد خودبین، به خدا راه نیابی
تا عاشقیت حاصل اوقات نباشد
جز یار نبینی اگر دیده شود باز
رو دیده بجو حاجت اثبات نباشد
عکس رخ جانان نپذیرد دل تنگت
گر سینه تو پاک چو مرآت نباشد
دو صیقل اخلاص، بزن لوح درون را
کاین کار ، به تزویر به طامات نباشد
جز نامه انسان، که ز عشقش شده نامی
کس در خور این فخر و مباهات نباشد
آیه شریفه «الا بذکر اللّه تطمئن القلوب» حکایت از آن دارد که با یاد خدا دلها آرامش میگیرد. دل پایگاه نفس آدمی است و آنگاه که دل آرام گیرد، نفس انسان نیز اطمینان مییابد. پس برای داشتن دلی آرام و قلبی مطمئن باید به ذکر باری تعالی پرداخت. ذکر اکبر خدا نیز نماز است و قرآن میفرماید: »و لذکر اللّه اکبر« |